تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

 

آینده بهتر از آنی است که فکر می‌کنید

از سپیده دم تاریخ بشر، اندک کسانی برخوردار از بیشتر امکانات بوده‌اند که در تضاد شدید با زندگی سخت و پرمشغله بیشتر مردم بوده است.

فهم متعارف به ما می‌گوید که این شکاف را نمی‌توان از بین برد؛ اما این شکاف- به سرعت- در حال بسته شدن است.


در کتاب فراوانی، پیتر دیاماندیس کارآفرین امور فضایی که وارد حوزه پیشگامان نوآوری شد همراه با استیون کاتلر نویسنده کتب علمی و برنده جوایز گوناگون، به چگونگی مستندسازی پیشرفت‌هایی پرداخته‌اند که در هوش مصنوعی، علم روباتیک، شبکه‌های اینترنتی پهن‌باند همه جا حاضر، تولید دیجیتالی، مواد نانو، زیست‌شناسی مصنوعی و بسیاری فناوری‌های دیگر با رشد تصاعدی رخ می‌دهد و ما را قادر به کسب منافعی در دو دهه آینده خواهد کرد که بیش از تمام منافع به دست آمده در دویست سال گذشته خواهد بود.

ما به زودی توانایی تامین نیازهای اساسی هر مرد، زن و بچه روی کره زمین و حتی بیشتر را پیدا خواهیم کرد. دیاماندیس و کاتلر با جدا کردن نیازهای انسانی به گروه‌های آب، غذا، انرژی، مراقبت بهداشتی، تحصیلات و آزادی، ده‌ها نوآور و فرمانده صنعت را معرفی می‌کنند که گام‌های باورنکردنی در هر حوزه برداشته‌اند: دستگاه تقطیر و خالص‌سازی آب «Slingshot» که دین کامن اختراع کرد فناوری است که آب آلوده، شور یا حتی فاضلاب را با هزینه کمتر از یک سنت در هر لیتر به آبی با کیفیت باورنکردنی تبدیل می‌کند؛ دستگاه Qualcomm Tricorder که بنیاد جایزه ایکس X PRIZE پشتیبانی مالی می‌کند و قرار است به اندازه کف دست باشد و با هزینه اندک به هر کسی امکان می‌دهد تا بیماری خویش را بهتر از هر پزشک مجوزداری تشخیص دهد و «کشتزارهای عمودی» دیکسون دسپومیر به جای کشاورزی سنتی از سامانه‌ای استفاده می‌کند که به ۸۰ درصد زمین کمتر، ۹۰ درصد آب کمتر و ۱۰۰ درصد آفات نباتی کمتر با هزینه حمل و نقل صفر نیاز دارد.

نویسندگان در بخش مرجع مفصل انتهای کتاب ۹۰ شکل، نمودار و جدول ارائه می‌دهند که بیشتر داده‌ها و منابع مستحکم‌کننده نتیجه‌گیری‌هایشان را نشان می‌دهد. در این کتاب که حکم پادزهری هیجان‌انگیز به بدبینی تیره و تار امروزی دارد، نویسندگان به پژوهش‌های جامع و مصاحبه‌های گسترده با بر‌ترین دانشمندان، مخترعان و فرماندهان صنعت متکی هستند تا چهار نیروی نوپدید را کشف کنند- فناوری‌های جدید، نوآور کارگر فنی، نیکوکاران فناوری و یک میلیارد نفر رو به پیشرفت- که دست به دست هم می‌دهند تا بزرگ‌ترین مشکلات ما را حل کنند.

دیاماندیس و کاتلر تاثیر تکان‌دهنده‌ای را که این نیرو‌ها بر مقولات با اهمیت حیاتی دارند بررسی می‌کنند در حالی که اهداف سختی برای تغییر معین می‌کنند، نقشه راه راهبردی برای دولت‌ها، صنعت و کارآفرینان ترسیم کرده و دلایل بسیاری برای خوش‌بینی به ما ارائه می‌دهند. رسیدن به فراوانی بزرگ‌ترین چالش بشریت است، این کتاب درباره چگونگی برخاستن و به بلوغ رسیدن ما برای تامین آن

است.

منبع : دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:29 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

پنج نکته‌ای که در هیچ مدرسه کسب وکاری تدریس نمی‌شود

مدرسه کسب‌وکار

مترجم: رویا مرسلی

منبع: inc

مدرک تحصیلی خود را از دانشگاه دریافت کرده‌اید. اکنون زمان مواجه شدن با واقعیت در هدایت یک کسب و کار است. واقعیت‌هایی که در زیر ارائه شده‌اند، در دانشگاه تدریس نمی‌شوند.


اواخر سال اولی که از شروع کسب‌وکارم گذشته بود، یک روز زانو زدم و از خداوند خواستم که به من جواب دهد: آیا باید به کسب‌وکارمان ادامه بدهیم؟ هر چند سفارش فروش داشتیم، اما سودمان صفر بود. یک هفته بعد، با یک شرکت هواپیمایی بزرگ قرارداد بستیم که نوشیدنی‌های ما را در پروازهای بین‌المللی خود سرو کنند. هر چند خداوند به ما پاسخ داد، اما کاش آن زمان آنچه را که امروز می‌دانم، می‌دانستم. کاش مهارت‌های واقعی را که برای تبدیل شدن به یک کارآفرین حقیقی نیاز است را می‌دانستم. طی چند سال گذشته، بسیار آموخته‌ام. در کلاس‌های درس مهارت‌های زیادی درباره چگونگی شروع و هدایت یک کسب و کار که بتوان با کمک آن به سرعت رشد کرد،تدریس نمی‌شوند. در زیر، لیستی از پنج موضوع ارائه می‌دهم که دانشگاه‌ها برای شروع یک کسب و کار به ما آموزش نداده‌اند.

1.برای شروع کسب و کار خود نیازبه فداکاری زیادی دارید. هیچ‌کس نمی‌تواند شما را از لحاظ ذهنی، بدنی، اجتماعی، احساسی و استرس روحی ناشی از شروع یک کسب‌و‌کار جدید آماده کند. این کار، یک تلاش همه جانبه را می‌طلبد که مانند کارمعمولی از ساعت 9 صبح تا 5 بعداز ظهر نیست. اگر به دنبال این هستید که به یک کارآفرین تبدیل شوید، از خودتان بپرسید که آیا می‌توانید فداکاری کنید، چرا که فداکاری لازمه چنین اقدامی ‌است.

2.موفقیت سریع، به ندرت حاصل می‌شود. مردم داستان‌هایی درباره فیس بوک، گوگل، یوتیوب، لینکداین، آمازون و سایر شرکت‌هایی که پیشرفت سریع داشته‌اند می‌شنوند و فکر می‌کنند موفقیت واقعا به سرعت حاصل می‌شود. موارد این‌گونه، بسیار به ندرت اتفاق می‌افتد. در واقع، چند سال طول کشید تا آمازون و لینکداین به سودآوری رسیدند. در جهان امروز، به خصوص برای ما که از نسل Y هستیم (متولدین سال 1978 و بعد از آن) طوری آموزش دیده‌ایم که رسیدن به موفقیت سریع برایمان امری پسندیده است و خواهان آن هستیم. اما امروز، تکنولوژی‌هایی مثل دی وی آر، آی پد، نت فلیکس و غیره را داریم که هر چه بخواهیم به سرعت به ما می‌دهند. شروع یک کسب و کار به هیچ عنوان سریع و یکپارچه نیست. اگر شما می‌خواهید کسب و کاری را شروع کنید و مایلید که این کسب و کار معنادار باشد، آمادگی روبه‌رو شدن با یک فرآیند کند را داشته باشید. با وجود اقتصادی که در کشاکش بحران است، به دست آوردن منابع اعم از نیروی انسانی و سرمایه ممکن است بیش از انتظارتان به طول بینجامد. این بدان معنا نیست که کسب و کار شما موفق نخواهد بود، این فقط بدان معناست که برای دیدن موفقیت خود باید صبر پیشه کنید.

3. باید آماده تغییر باشید. وقتی کار شرکت خود را برای اولین بارآغاز کردیم، نسبت به آنچه قرار بود انجام دهیم چشم‌انداز داشتیم. ما یک استراتژی اولیه مبتنی بر تجارت الکترونیک ایجاد کردیم. اما این استراتژی با سیر نزولی بازار همزمان شد؛ به طوری که فروش حاصل از تجارت الکترونیک ما 50 درصد افت کرد. من و همسرم اجازه ندادیم که این مساله کسب و کارمان را نابود کند. در عوض، ما سریعا استراتژی‌ها را تغییر دادیم و فکر کردیم که چه مصرف کننده‌هایی بیشترین نیاز را به محصولات ما دارند. همین موضوع باعث شد تا به فکر صنایع هواپیمایی و هتلداری بیفتیم. اکنون 30 تا 40 درصد از فروش شرکت ما از طریق همین صنایع انجام می‌شود.

4. اسرار واقعی فروش قابل آموزش نیستند. چه در زمینه فروش یک محصول فعالیت می‌کنید و چه در زمینه فروش خدمات فرقی نمی‌کند، مهم این است که وقتی در مقابل مشتری، ارباب رجوع یا مصرف کننده قرار می‌گیرید بتوانید فروش خود را محقق کنید. شما به تنهایی نمی‌توانید در یک کلاس درس به دیگران همه عناصر محقق نمودن فروش را آموزش دهید. اینکه بتوانید فکر افراد را بخوانید یا در مقابل مشتریان کاریزما داشته باشید موضوعاتی نیستند که بتوان آن را به کسی آموزش داد. خوشبختانه، در مورد شرکت ما مشکلی در این زمینه وجود نداشت. «سلنا» همکار ما، توانایی عجیبی در فروش محصولات شرکت ما دارد. تجربه او در فروش و علاقه او به این کسب و کار است که باعث درخشش او شده است. به نظر من، فروشندگان موفق دارای ویژگی‌های مشترکی هستند که فراتر از مهارت‌های قابل یادگیری آنان است: آنها باید به تعامل با افراد علاقه‌مند باشند. باید دوست داشته باشند که حلال مشکلات باشند و باید قادر باشند که بین شما و مشتری ارزش متقابل ایجاد کنند. اگر فاقد چنین مهارت‌هایی هستید، کسی را استخدام کنید یا با کسی شریک شوید که این ویژگی‌ها را داشته باشد. ارزش یک فروشنده خوب، بی‌حد و‌اندازه است.

5. بزرگ فکر کنید، حتی اگر کوچک هستید. وقتی کسب و کارمان را شروع کردیم، از همان ابتدا به این مساله می‌اندیشیدیم که چگونه می‌توانیم به سرعت رشد کنیم. قبل از آنکه جای پایمان را در یک بازار محکم کنیم، سعی کردیم به کل بازارها اشراف داشته باشیم. ما نمی‌دانستیم که روش صحیح این است که کوچک شروع کنیم و وقتی به ثبات رسیدیم، رشد نماییم. در چرخه یک کسب و کار باید نقدینگی کافی وجود داشته باشد تا بتوان کسب‌وکار را توسعه داد. در کسب‌وکارهایی که تامین مالی با خودشان است یا موسسان شرکت‌هایی که توجه زیادی به چشم‌انداز مالی دارند، این موضوع برای دوام کسب‌وکار یک مساله حیاتی به حساب می‌آید. اگر سعی کنید که کسب و کار خود را به سرعت توسعه دهید، خود را در موقعیتی قرار می‌دهید که به سرمایه‌گذاری و منابع بیشتری برای رشد نیاز خواهد بود که شاید نتوانید از عهده تامین آن برآیید. همین مساله شاید باعث شود که کنترل از دستتان خارج شود یا شرکایی انتخاب کنید که در شرایط عادی چنین کاری نمی‌کردید یا به کسانی در تعیین استراتژی سازمانتان تفویض اختیار کنید که طرز فکرشان با دیدگاه شما در مورد کسب و کارهمسو نباشد. پس به شیوه خودتان عمل کنید.

کاش من همه این مسائل را در زمان شروع کسب‌وکار خود می‌دانستم. درست است که این توصیه‌ها بهترین در نوع خود نیستند؛ اما در تشخیص اینکه آیا شما کار درست را برای دریافت نتایج موفقیت‌آمیز در کسب‌وکار خود انجام می‌دهید ضروری هستند. هیچ تضمینی وجود ندارد اما اگر این مقاله را می‌خوانید، متعهد هستید که از خود بپرسید در سخت‌ترین شرایط که بدترین اتفاق ممکن برایتان رخ دهد، چگونه رفتار خواهید کرد.

منبع :دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:27 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

پیشگفتار 
قرآن کریم، کتابی که از سوی پروردگار عالم و خالق و پرورش دهنده تمام موجودات از جمله انسان، نازل گردیده، بیان کننده نیازهای زندگی بشری برای رشد و تعالی و تکامل است، چنان که در آیات گهربار آن کتاب فرمود: "تبیاناً لکل شیء" 
از طرفی آیات این سلسله هدایت، بر مدیر جامعه اسلامی، پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله، نازل گردیده که خود اقدام به تشکیل حکومت و اداره آن به مدت ده سال نموده و در تمام آنات و لحظات و مشکلات، عنایات و راهنمایی‌های وحیانی راه گشای وی بوده است.


در این پژوهش تلاش بر این است تا با مراجعه به تفسیر قرآن کریم که پل ارتباطی میان ذهنهای خسته ما و آیات نورانی کلام‌الله است، دستورات و ارشادات آن منشور ربّانی که نگاهی به حوزه علوم مدیریتی دارد، استخراج گردد.
هدف از جمع‌آوری این مجموعه، فراهم آمدن نسخه‌ای کارآمد و آسان فهم برای عموم علاقه‌مندان به مباحث مدیریت اسلامی بوده است، لذا تفسیری که مورد استناد و بازبینی قرار گرفته، «تفسیر نور» اثر حجت‌الاسلام‌والمسلمین قرائتی‌ می‌باشد که در شیوایی و روانی، از معدود آثار منتشره در میان تفاسیر قرآن کریم است و در نگارش آن، تفاسیر مشهور مورد رجوع بوده و از این لحاظ از جامعیت نسبی برخوردار می‌باشد.
در بعضی از صفحات، ذیل نکات مطرح شده، آدرس آیاتی که مفهوم مشابه با آن را دارند جهت ارجاع علاقمندان ذکر گردیده که این روش باعث جلوگیری از تکرار آیات با مفهوم مشابه شده است.
موضوع و عنوان هر یک از آیات به صورت تیتر بیان گردیده تا علاقمندان بتوانند در پژوهشهای خود از آنها به عنوان مواد خام، استفاده نمایند، اگر چه پردازش و تکمیل این فضای علمی، خود حرکتی دشوار و خلاقیت مدار است.
فرق اساسی این پژوهش با دیگر فعالیت‌های انجام شده در این حوزه، در رویکرد استناد به آیات و نحوه تایید گرفتن از آیات قرآن کریم است. عده‌ای با مراجعه به قرآن کریم، آیاتی که متناسب با مطالب علم مدیریت است را جدا نموده و آن مطالب را بوسیله آیات تایید می‌کنند. تایید گرفتن از آیات به این روش برای گزاره‌های کشفی علم مدیریت، خود اشتباهی بزرگ است که ضمن آسیب رساندن به شأن والای آن راهنمای سعادت، هدف خود را نیز تعمیم نمی‌دهد.
حال آنکه رویکرد رجوع به آیات برای دانستن آنچه در مورد تاریخ و سرنوشت مدیران بشری و شرایط و شئون رهبری بیان داشته است، می‌تواند راهگشا و سازنده باشد، زیرا این نگاه، در چارچوبهای تعریف شده و ساختار یافته علم مدیریت صورت نمی‌گیرد، بلکه هر آنچه در اداره مجموعه اسلامی لازم و کافی است، مورد توجه و استفاده قرار می‌گیرد، یعنی به تک تک آیات به مثابه راهنمای هدایت مراجعه می‌شود و اگر آیات، نکته‌ای پیرامون علم مدیریت بیان می‌دارد، آن نکته به عنوان یک اصل هدایتگر در علم مدیریت اسلامی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
این پژوهش با مد نظر قرار دادن این رویکرد، از قرآن کریم پرسیده است: "چگونه مدیریت کنیم؟" و البته پاسخ‌هایی که دریافت گردیده، چون مستند به یک سلسله کتاب تفسیری می‌باشد، ممکن است اندک و ناقص باشد به نحوی که تمام نیازهای مدیران را پاسخگو نباشد، لکن بزرگان گفته‌اند: آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدرت تشنگی باید چشید.
فهرست‌بندی الفبایی و دسته‌بندی موضوعی دیگر ویژگی این مجموعه است که استفاده از آن را بسیار آسان‌تر می‌کند به نحوی که می‌توان برای استفاده از آیات و نکات در دیگر پژوهشها، به صورت موضوعی مطالب را جستجو نمود.
در بخش پایانی این مجموعه، تعدادی از آیات شرح شده در قسمت اول، بر اساس مبانی و ساختار علم مدیریت، دسته بندی شده است که می‌تواند جلوه‌ای از کاربرد 300 نکته استخراج شده از آیات قرآن کریم باشد.
برای انجام مطالعات مقدماتی و تدوین محتوایی این پژوهش، تعدادی از دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد مشارکت داشته‌اند که به رسم احترام لازم است از نام آقایان رضا بنی‌اسد، محمد مهدی مؤمنی، سجاد مهدیزاده، محسن لبخندق، محمد ثنایی‌فر، مصطفی بهادران و مسلم باقری یاد شود.
همچنین از راهنمایی‌های برادر بزرگوار جناب آقای زندیه که با بازبینی مجموعه حاضر، اشکالات محتوایی آن را از حیث معانی قرآنی الفاظ و عبارات، برطرف ساخته‌اند، قدردانی می‌نماید.
در نهایت مجموعه حاضر به رؤیت و تأیید حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی، آقای دکتر فانی و آقای دکتر خندان رسیده و اصلاحات لازم اعمال گردیده است.
امید آنکه قدمی هر چند کوتاه و ناچیز در راستای محجوریت زدایی از این ثقل اکبر برداشته شود.

والحمدلله رب ‌العالمین
مصطفی مؤمنی 

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:23 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

اسرار موفقیت در زندگی و تجارت
الهام حاجی باقری – حسنعلی میرزا بیگی

در دنیای تجارت افراد معدودی در صدد رسیدن به عالی ترین درجه هستند.البته چنین رویه ای که حکمفرماست خوب است . دنیایی را تصور کنید که در آن همه ی ارباب رجوع فوق العاده باشند جایی که ما بتوانیم هر چیزی را که دوست داریم بدون هیچ محدودیت و قید و بندی تولید کنیم و هرفردی آنقدر آزادی داشته باشد که تمام صور خیال و تصوراتش را هر چند کاری کسل کننده باشد عملی کند!


خلاصه کتاب

ناشر : فراگفت

ناشر همکار : آیینه دانش . دکتر باهر – فن افزلر

نوبت چاپ : اول - 1388

تلخیص: (( سیمین رضایی ))


وقتی داشتن جایگاهی متوسط کفایت میکند چرا خود را شکنجه میدهیم تا به حد اعلی برسیم؟
در دنیای تجارت افراد معدودی در صدد رسیدن به عالی ترین درجه هستند.البته چنین رویه ای که حکمفرماست خوب است . دنیایی را تصور کنید که در آن همه ی ارباب رجوع فوق العاده باشند جایی که ما بتوانیم هر چیزی را که دوست داریم بدون هیچ محدودیت و قید و بندی تولید کنیم و هرفردی آنقدر آزادی داشته باشد که تمام صور خیال و تصوراتش را هر چند کاری کسل کننده باشد عملی کند!
مطمئنا زندگی در دنیایی که چنین است کسل کننده و یکنواخت خواهد بود.بهتر است کمی کارها را ناقص انجام دهیم تا بد و نامطلوب به نظر برسد!مسلما اگر کیفیت پایین تری داشته باشد سرگرم کننده تر و جالبتر خواهد شد.
طبیعت اشخاص خلاق همین ست.چنین افرادی همواره به دنبال چیزی میگردند تا با آن دست و پنجه نرم کنند.ایشان خواهان مبارزه اند.این همان چیزیست که زندگیشان را مهیج کرده و نشاط میبخشد.البته زندگی ارباب رجوع نیز به سبب وجود انسان های خلاق است.
-شما می خواهید تا چه اندازه خوب باشید؟
همه ی ما میخواهیم کارمان را به خوبی انجام داده و موفق شویم اما واقعا میخواهیم در چه سطحی باشیم؟
تقریبا خوب؟
خوب؟
بسیار خوب؟
بهترین فرد در رشته ی تخصصی خود؟
یا بهترین انسان روی کره ی زمین؟
به طور قطع ذوق واستعداد شما موثرترین عامل در این زمینه خواهد بود اما هرگز شما را به اوج مقام مطلوبتان نمیرساند.
هر کسی میخواهدخوب باشد اما عده ی اندکی از افراد هستند که برای رتبه از همه چیز میگذرند و بسیاری چیزها را فدای آن میکنند.
بسیاری از افراد از آن جهت خوب بودن را ترجیح میدهند که دیگران دوستشان بدارند و کسب محبت و احترام دیگران از هر چیزی برایشان مهم تر است.اکثر مردم در پی یافتن راه حلی هستند تا روشی به سوی خوب بودن بیابند اما باید دانست که هیچ راه حل مشخصی در این باره وجود ندارد.تنها شیوه ی مکنه یادگیری از طریق آزمون و خطا .و کسب تجربه است.
-من می خواهم همچون پرسیل آتوماتیک به منتهای شهرت دست پیدا کنم.
آرزوی ویکتوریا بکهام نوجوان فقط این نبود که بهتر از همسالان خود باشد یا حتی خواننده ای معروف باشد او می خواست جهانی شود!((مشهورترین فرد در روی زمین))
ویکتویا نه تنها رویای آن را در سر داشت بلکه تمنای این خواسته آن قدر در او شدید بود که به اندازه ی کافی رای دستیابی به آن تلاش کرد و همین امر او را از همه ی ما متفاوت و متمایز ساخت.
موضوع این نیست که او چقدر توانایی این کار را داشت و تا چه اندازه خوب بود بلکه مهم این است که او می خواست چقدر خوب باشد!
اما نکته ی جالب در جمله ی نقل شده از او این است که ویکتوریا خودش را با جورج میشل و ماریا کری مقایسه نمی کند بلکه شهت آتوماتیک پرسیل را الگو و مقیاس سنجش خود قرار میدهد.
همین تخیل ناب اولیه است که او را به موقعیتی که امروز در آن قرار دارد رسانده است .
در طلب انتقاد افراد از خود باشید .
تائید شدن از سوی دیگران فوق العاده آسان است تنها کافیست اراده کنیم یا از افرادی احتمال بیشتری دارد آنچه را خواهان شنیدن آن هستیم به زبان بیاورند تقاضای تائید داشته باشیم.
احتمالا آنها فقط ما را تحسین کرده و هیچ کلمه یا جمله ای انتقاد آمیز بیان نخواهند کرد.ما چون بی صبرانه منتظر شنیدن محسنات خود و تعریف و تمجید از سوی دیگران هستیم سعی میکنیم بر کم و کاستی ها و نقص هایمان سرپوش بگذاریم.
در عوض اگر شما درصدد کسب ستایش دیگران نباشید میپرسید:((چه اشکالی در کار منوجود دارد ؟کجای کار من ناقص است ؟چطور میتوانم نقایص آنرا رفع کرده و سطحش را بالاتر ببرم؟)) بدین ترتیب احتمال بیشتری وجود دارد که پاسخی منتقدانه و حقیقی دریافت کنید.
حتی ممکن است ایده ی جدیدی نیز به ذهنتان خطور کرده و باعث پیشرفت و قوت شما در کارتان شود.
-مقصر خود من هستم .تمام اشتباهات از جانب من بوده است.
اگر در کاری که مشغول به انجام آن بوده اید اشتباهی رخ داد هرگز دیگران را سرزنش نکنید. تقصیر  را به عهده ی هیچ کس جز خودتان نیندازید.
حتی اگر کوچکترین نقش و کمترین تماسی با آن کار داشته اید مسئولیت کل کار را بپذیرید.وقتی شما کار را به عهده بگیرید و تمام مسئولیت آن را بپذیرید در جایگاهی خواهید بود که می توانید دست به هر اقدامی در مورد آن بزنید.
-دنبال فرصت های بعدی نباشید . لحظه ای را در آن هستید غنیمت شمارید که بهترین شانس شما همان است.
ما اغلب منتظریم تا مشتری ایده ای خاص و ناب را مطرح کرده و مارا تماما در چند و چون کار قرار دهد. اما این امر تقریبا هرگز اتفاق نمی افتد. شاید شما همین حالا پروژه ای را در دست داشته یا مشغول انجام کاری باشید. احتمالا می گوئید خیلی کسل کننده است ، بهتر است هر طور شده آن را سر هم کرده و تحویل دهید . سعی می کنید کار بعدی را خوب انجام دهید .
کاری که اینک رو به روی شماست عینا یکی از این موارد است .نهایت سعی خود را بکنید و آن را به نحو احسن به سر انجام برسانید.
شاید نتوانید کار فوق العاده انجام دهید، اما حداقل این است که،چون منتهای تلاشتان را کرده اید ، قلبا احساس رضایت خواهید کردو چیز های بسیاری را نیز یاد خواهید گرفت. البته شما همواره آزادی انتخاب دارید. میتوانید کاری را برگزیده و انجام دهید که هر چه بیشتر خلاقیت هایتان را بکار گیرد.
- کاری را که دیگران از پس ان بر نمی آیند، شما انجام دهید.تگر شما نیز دست به انجام آن نزنید چنین چیزی هیچ گاه موجودیت پیدا نخواهد کرد.
فقط با حرف زدن و شرح و توصیف آن نمی توان در مورد آن قضاوت کرد. لین ایده خاص حتما باید به اجرا در آید تا موجودیت داشته باشد.
دیگران برای آنچه که هیچ درکی از آن ندارند هیچ هزینه ای را نمی پردازند و این خود شما هستید که باید آن را به مرحله اجرا دراورید حال هر هزینه ای که میخواهد داشته باشد.
- کسی که هرگز اشتباه نکند،محال است که موفق شده و به جایی برسد.
بنیامین فرانکلین در جائی عنوان کرد: ((من شکست نخورده ام تنها ده هزار ایده داشته ام که هیچ یک به عمل در نیامده اند.))
توماس ادیسون میگوید : ((از دویست حباب لامپی که روشن نشد،هر شکست چیزی را به من آموخت که در تلاش وازمایش بعدی خود آن را به کار گرفتم.))
همه این شخصیت های نامی در یافته اند که شکست ها و استارت های نادرست مقدمه ی موفقیت هستند.و شکست ها اصلی ترین یار موفقیت می باشند.
- اینکه بخواهیم همواره خوب ، شماره یک ،و حق به جانب باشیم ، اشتباه است.
خوب بودن و درجه یک بودن بر مبنا ی دانش و تجربه پایه ریزی می شود و غالبا هم قابل اثبات است.
دانش از گذشته می آید ، پس بی خطر است. دانش همچنین از قدیم الایام بوده است ، پس نقطه ی مقابل نیروی ابتکار خواهد بود.
تجربه حاصل راهکارهایی برای فرار از مشکلات و شرایط گذشته است. مسلما ، موقعیت های پیشین با  شرایط کنونی تفاوت دارند،بنابراین باید ترتیبی داد تا این موفقیت ها با مشکلات جدید همخوانی داشته باشند .
گرچه این احتمال هم وجود دارد که اگر شما تجربه ای را کسب کرده باشید مطمئنا آن را به کار خواهید گرفت.
اگر بتوانید خود را به اثبات برسانید انسانی واقعی هستید.شما میتوانید همواره با زمان پیش رفته و مطابق خواسته ی افراد رفتار کنید.
دائما شماره یک بودن نیز کسالت آور است و میزان خلاقیت شما را پایین می آورد. راه ورود ایده های جدید به ذن را نیز مسدود میکند . بدین ترتیب شما در خوب بودن دائم خود و حق به جانب بودنتان که نوعی تکبر و خودبینی نیز هست فرورفته و ریشه دوانیده اید.
تکبر ابزار ارزشمندی است اما مشروط بر آنکه شدیدا محتاطانه به کار گرفته شود.
بدتر از همه اینکه خوب بودن نوعی نمایش اخلاقی را نیز با خود به همراه دارد.
انسان جایزالخطاست و هر رفتار ضعیفی که از او سر بزند قابل پذیرش است اما اشخاص درجه یک متنفرند از اینکه دیگران ایشان را جایزالخطا دانسته و چنین تصوری در رابطه با آنها داشته باشد.
- باید اشتباه کرد .
فقط کافیست دست به کار شوید حتی اگر مرتکب اشتباه شدید ناگهان خواهید دید همه چیز برایتان امکان پذیر شده است و دیگر سعی نمی کنید مصمن از گناه و خطا باشید.بدین ترتیب شما در مسیری نا شناخته قدم نهاده اید .هیچ راهی وجود ندارد که مطلع شوید چه اتفاقی خواهد افتاد اما اینک نسبت به زمانی که همه چیز به خوبی پیش میرود و شما هم سعی دارید خوب  و نمونه باشید شانس بیشتری وجود دارد که تمامی موارد سرگرم کننده و هیجان انگیز باشند.
البته اشتباه کردن نوعی ریشک است.برخی افراد میترسند ایده های پیشنهادی خود را مطرح کنند که مبادا کم بنیه و احمقانه باشند .آنها از آنچه که دیگران در موردشان فکر خواهند کرد در هراسند .
ریسک ها مقیاس سنجش افراد هستند. اشخاصی که هیچ گاه خطر نمیکنند بسیار محتاط بوده و سعی در حفظ کارهایشان دارند. اما آنهایی که خطر نمیکنند اغلب برداشته هایشان می افزایند.
بعضی ریسک ها در آینده به نتیجه میرسند.بنابراین برخی افراد دست زدن به چنین کارهایی را اشتباه میدانند. اما همواره خوب بودن همچون به عقب گام برداشتن است چون فقط در این صورت میتوانید ثابت کنید که در چه نقطه ای بوده اید.
موفقیت یعنی پیاپی شکست خوردن بدون آنکه ذره ای از اشتیاق و حرارت شما کاسته شود.
-از بیان ایده های احمقانه ی خود نترسید.
همه ی ما ممکن است به موانعی ذهنی برخورد کنیم اما باید این موانع را از سر راه برداریم.راه از میان برداشتن چنین سدهایی اهمیت ندادن به منعیات و دائما نگران خوب و شماره یک نبودن است.
جان کلیز – کمدین معروف –میگوید (( نبوغ خلاق مسئول موقعیت هایی به دور از تفکر انتقادی است. ))
از تعامل با افراد کارآزموده و درجه یک نهراسید .-
بهترینها همیشه دشوارترین ها هستند . آنها ساده دل و بی تزویرند بدون آنکه به همه جوانب پرسشی خاص بپردازند فقط یک بخش از آنرا بررسی میکنند. همین است که ایشان را در چشم همگان خوب و نیکو می نمایاند . این دسته از افراد هیچ تمایلی به سازش و مصالحه ندارند . شاید این قبیل افراد به دیگران و مخصوصا تشر بزنند و با تهدید با ایشان صحبت کنند. اما اگر شما نزد آنها بروید و تقاضای راهنمایی کنید و بگویید که میخواهید کاری را به خوبی به انجام برسانید مطمئنا با روی باز به شما پاسخ خواهند داد اگرشما کاملا بدانید که چه میخواهید و تمام توان خود را برای به دست آوردن آن به کار بگیرید گرچه ممکن است بحث و جدل هایی وجود داشته باشد آنها نیز به شما احترام خواهند گذاشت . شاید در همان لحظه ی نخست چنین نکنند اما چندی پس از آن به سوی شما خواهند آمد . البته تضمینی وجود ندارد که شما جایگاه شغلی بالاتر و برتری پیدا کنید اما حداقل از کار با آدمهای دون پایه بهتر است .
- فقط در صدد کسب جوایز نباشید .
تقریبا همه ی انسان ها برنده شدن و جایزه گرفتن را دوست دارند و همین انرژی نوسبب ایجاد درآمد است.اما آگاه باشید کمیسیون همواره جوایزی شناخته شده به اشخاص اهدا میکند. به عبارت دیگرآنچه اهدا میشود مطابق مد روز است.
اما نیروی ابتکاروخلاقیت نمیتواند متداول وشیک باشد چرا که از جانب کمیسیون به تصویب نرسیده است .
به دنبال مد نباشید فقط به موضوع انتخابی خود اطمینان کنید و آنرا پیش ببرید . بسیار بعید به نظر میرسد که وقتتان به هدر رفته و طرحی بی ارزش خلق کنید . 
هنر واقعی همین جاست . هنر واقعی همین است.




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:21 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

 

مدیریت ارتباط با مشتری در ایران

 

به تعبیر پرفسور کاتلرمشتری بخشی از دارایی ناملموس سازمان است که درترازنامه های مالی سازمان قرار ندارد و همین امر منجر به بی توجهی مدیران و مجریان سازمان به آنان شده است.

 

در ایران از آنجا که همیشه عرضه کمتر از تقاضا و نیازبازار بوده آنچه در فراگرد بازار نقش اصلی را بازی می کرد، تولید کننده و فروشنده بوده اند و تولید کننده درجهت سود آوری، کالایی را با کیفیتی نامرغوب و نامناسب تولید میکرد و فروشنده آن را برای عرضه در ویترین ها قرار می داد و آن چه مورد توجه نبود خریدار، انتظارات و سلایق وی بود. خریدار نیز برای رفع نیاز و انتظارات ناچار تن به تهیه کالای و خدمات مناسب میداد. اما امروزه با پیشرفت های صنعتی در رقابتی شدن صنایع هرچند محدوده رابطه تولید کننده خریدار و مشتری خریدار در حال تغییر به سوی مشتری مداری ورابطه مشتری تولید است.

 

در راهبرد مشتری مداری، بازاریابی به عنوان راهبر بازار مورد توجه قرار میگیرد. بازاریابی در فضای مشتری مداری در جهت نیاز وسلیقه مشتری درصدد برنامه ریزی و خلق بازار جدید، بازار سنجی و بازارداری میکند. بازاریابی به عنوان پل واسطه بین سازمان و مشتریان نیازهای مشتریان را به سازمان و دیدگاه سازمان و تولیدات کالا و خدمات آن را به مشتریان ارائه میدهد در این فرآیند، تعاملی درجهت افزایش بهره وری و کارایی از نوآوری ها و ابداعات خودی در جهت بهبود وضعیت کالاو خدمات تولید شده ایجاد کالا و خدمات جدید منطبق بر انتظارات مخاطب و مشتری ایجاد میشود.

 

از این رو است که بازاریابی به عنوان ستون فقرات صنعت و خدمات در فرآیند بازار واقتصاد مورد توجه اقتصاددانان، بازاریابان، سرمایه گذاران و صاحبان صنایع قرار می گیرد و آنان خود را محتاج به این علم و فن می دانند. اما از آنجا که پدیده بازاریابی در ایران دارای قدمتی نه چندان طولانی و ریشه دار است برای جلوگیری از خطاها و آنتروپی نیاز به استفاده از تجربه کشورهایی داریم که در این زمینه قدمتی طولانی تر دارند.

 

 

تهیه و تنظیم : سیده فاطمه موسوی




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:20 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

باسمه تعالی

مدیریت از دیدگاه امام علی (ع)

عباس رهبری


آشنایی مسؤلین و مدیران با اصول مدیرت آنها را جهت ایجاد محیط مناسب ، خود آگاهی ، خود سازی ، و الگو بودن برای کارکنان رهنمون می کند . مطالعات نشان می دهد عملکرد مدیران متعهد ، با تجربه و متخصص با استفاده از اصول صحیح مدیریتی ، محیطی کارآمدتر ایجاد می کند . باید دانست گرچه تخصص و تجربه حرفه ای از شرایط لازم برای مدیریت است اما شرط کافی نیست و تنها داشتن تخصص چاره ساز نمی باشد ، بلکه باید دانش مدیریتی خود را با تجربیات علمی و ابتکاری توأم سازد تا بازدهی مدیریتی او بیشتر شود . اکثر سازمانهای ناموفق دارای مدیریتهای نا کارآمد و ضعیف بوده اند [2].

با این وجود مدیریت در زمان ما از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست و در بسیاری از موارد مدیران مؤسسات فاقد دید علمی هستند [3]. با این وصف می توان گفت تخصص ( دانش ، بینش ، کوشش ) و تجربه حرفه ای امری ضروری در مدیریت می باشد که در امر تصمیم گیری به مدیر کمک می کند . باید دانست تصمیم گیری یکی از امور مهم مدیریتی و پر اهمیت ترین وظیفة یک مدیر می باشد ، بعضاً افرادی ، مدیریت و تصمیم گیری را به عنوان یک مقوله تعریف کرده اند .گریفث [4]معتقد است که تصمیم گیری ، جوهر و عصاره کار مدیریت است . برنارد [5]نیز معتقد است تصمیم گیری فراگردی است که از طریق سنجش ، محاسبه و اندیشیدن بدست می آید . گرک [6] تصمیم گیری را در قلب مدیریت دانسته و معتقد است که این وظیفه در کانون فرآیند مدیریت قرار دار د .


تقوی برای همه کس لازم است و برای کسانی که متصدی امور کشور هستند ، لازمتر ( امام خمینی ره )[1]


اما مدیریت خود دارای تعریفی مناسب و مشخص کنندة فعالیت فرد مدیر می باشد و افراد زیادی در این خصوص به تعریف و توضیح آن پرداخته اند و می توان گفت مدیریت به کارگیری موثر و کار آمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی ، سازماندهی ، بسیج منابع و امکانات ، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول ، صورت می گیرد [7].

تعریف مذکور ، پنج قضیه اساسی ذیل را از زیر بنای مفاهیم کلی نظری و عملی ( فنی ) مدیریت است در بردارد:

1) مدیریت یک فرایند [8]است .

2) مفهوم نهفتة مدیریت ، هدایت تشکیلات انسانی است .

3) درمدیریت موثر ، تصمیمات مناسب گرفته می شود و نتایج مطلوبی حاصل می آید .

4) مدیریت کارا ، به تخصص و مصرف مدبرانه منابع می گویند .

5) مدیریت بر فعالیتهای هدفدار تمرکز دارد [9]

بدون شک تدبیر ، سیاست و مدیریت جامعة بشری سر آغاز کار پیامبران الهی بوده است و دعوت به اطاعت از خداوند تبارک و تعالی و تسلیم در برابر دستورات خداوند در مقابل حکومتهای طاغوت ، مقابله با فساد و فحشاء در ابعاد فردی و اجتماعی و برقرای عدالت از جمله اصول مشترک برنامة رسالت انبیاء الهی و مکاتب توحیدی می باشد .

خداوند تبارک و تعالی می فرماید : در میان هر ملتی پیامبری فرستادیم تا مردم را به پرستش خدای یگانه و اجتناب از طـاغوت دعــوت کند [10]. ما پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و کتاب و میزان به ایشان دادیم تا مردم بر قسط و عدل پا بر جا شوند و آهن را که موجب هراس متجاوزان بوده و دارای منافعی برای مردم است نازل کردیم [11].

سیرة رسول مکرم اسلام حضرت محمد (ص) در زمان تصدی ایشان بر امت اسلامی الگویی پر بار برای مدیران ما می باشد و در نهج البلاغه امام متقین علی (ع) نیز در فرمان تاریخی خود به مالک اشتر نخعی ، اصول مدیریت اسلامی را به ایشان گوشزد نموده که اگر به اساس تفکرات مدیریتی در عصر حاضر به نامة امام (ع) به مالک اشتر نخعی نگاهی بیندازیم [12]می توان آنرا به حق جامعترین دستور و منشور برای سیاست و مدیریت و ترسیم اصول اساسی و ویژگیهای مدیریت اسلامی دانست [13]که در اینجا به پاره ای از این موارد می پردازیم .

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:19 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

چرا شما در رسیدن به برخی از اهدافتان بسیار موفق بوده‌اید اما در برخی دیگر نه؟ اگر جواب این سوال را نمی‌دانید، ناامید نشوید، زیرا شما تنها فردی نیستید که در این زمینه دچار سردرگمی‌شده‌اید.

نویسنده: ‌هایدی‌هالوورسون
مترجم: عاطفه کردگاری
تحقیقات ثابت می‌کنند که حتی افراد نخبه و باهوش نیز تحلیل درستی از علل موفقیت یا شکست‌هایشان ندارند. یک جواب احساسی برای علت موفقیت یا شکست به وجود استعدادهای ذاتی یا فقدان آن اشاره می‌کند که فقط تکه‌بسیار کوچکی از این پازل بزرگ است. تحقیقات گسترده در زمینه موفقیت بیانگر این حقیقت است که دلیل رسیدن افراد موفق به اهدافشان بستگی به چه کسی بودن آنها ندارد، بلکه ارتباط مستقیم با کارهایی که انجام داده‌اند، دارد.


1- برای خودتان اهداف مشخص تعریف کنید. وقتی برای خودتان هدفی تعیین می‌کنید، سعی کنید آن هدف تا حد امکان واضح و مشخص باشد. مثلا «کم کردن 3 کیلوگرم از وزنتان در یک زمان معین» هدف خیلی بهتری از «کم‌کردن مقداری از وزنتان» است برای اینکه هدف اول تعریف مشخصی از موفقیت به شما می‌دهد. دانستن این موضوع که دقیقا چه چیزی می‌خواهید به دست بیاورید شما را تا رسیدن به آن مرحله باانگیزه نگه می‌دارد. همچنین در مورد کارهای خاصی که برای رسیدن به هدفتان به انجام دادن آنها نیاز دارید، فکر کنید. اگر فقط به خودتان قول بدهید که مثلا از این به بعد «کمتر غذا خواهم خورد» یا «بیشتر خواهم خوابید» اینها هدف‌های بسیار گنگ و مبهمی‌ هستند. سعی کنید همیشه اهداف دقیق و واضح برای خودتان تعیین کنید. به عنوان مثال «من تمام شب‌های هفته ساعت 10 در رختخواب خواهم بود» هدف بسیار واضحی بوده و جای هیچ شک و تردیدی در مورد کاری که برای رسیدن به آن لازم است انجام دهید، باقی نمی‌گذارد.
2- برای رسیدن به هدفتان لحظه‌ها را دریابید. مسلما بیشتر ما سرمان بسیار شلوغ بوده و برای رسیدن به چند هدف در آن واحد، در حال تلاش هستیم و از دست دادن برخی از موقعیت‌ها برای رسیدن به اهدافمان دور از انتظار نیست. آیا شما واقعا امروز هیچ زمانی برای نرمش نداشتید؟ یا هیچ راهی برایتان وجود نداشت تا جواب آن تماس تلفنی را بدهید؟ رسیدن به اهدافتان؛ یعنی چنگ زدن به همین موقعیت‌ها قبل از اینکه از دست شما در بروند.
در مسیر رسیدن به اهدافتان برای اینکه هیچ زمانی را هدر ندهید از قبل معین کنید هر کار مورد نیازی را کجا و کی به انجام خواهید رساند. دوباره تاکید می‌کنم که تا حد امکان اهدافتان واضح و مشخص باشد. مثال: «من از این به بعد روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه صبح‌ها قبل از اینکه سر کار بروم 30 دقیقه نرمش خواهم کرد.» تحقیقات نشان می‌دهند که این نوع برنامه‌ریزی‌ها مغز شما را در شناسایی و به چنگ آوردن موقعیت‌های به وجود آمده یاری رسانده و شانس موفقیت شما را تا 300 درصد افزایش خواهد داد.
3- دقیقا بدانید چه قدر از مسیر شما برای رسیدن به هدفتان باقی مانده است. رسیدن به هر هدفی نیازمند بررسی دقیق مراحل پیشرفت است و اگر این امر توسط افراد مورد اطمینان دیگر میسر نیست خود فرد باید به شخصه این کار را انجام دهد. اگر از چگونگی انجام کارتان آگاهی نداشته باشید قادر نخواهید بود تا رفتار و استراتژی‌تان را با اوضاع موجود وفق دهید. مراحل پیشرفت خودتان را به طور منظم بسته به نوع هدفتان به صورت هفتگی یا حتی روزانه چک کنید.
4- خوش‌بین و واقع‌گرا باشید. وقتی در حال تعیین هدفی برای خودتان هستید همه عوامل دور و برتان به صورت خوش‌بینانه‌ای دلالت بر احتمال بالای موفقیت شما دارند. باور داشتن توانایی‌های‌تان برای موفقیت، به طور شگفت‌انگیزی به ایجاد و حفظ انگیزه شما برای ادامه کار کمک خواهد کرد. اما هر کاری هم که انجام می‌دهید سختی‌های مسیرتان را برای رسیدن به موفقیت دست‌کم نگیرید. بسیاری از اهداف باارزش نیازمند صرف وقت، تلاش، طرح‌ریزی و پشتکار بالا هستند. تحقیقات نشان داده اند فکر کردن به این موضوع که هر چیزی بدون تلاش و به آسانی به دست می‌آید، باعث خواهد شد تا شما آمادگی مقابله با مشکلات پیش رویتان در مسیر رسیدن به اهدافتان را نداشته باشید و به علاوه این نوع طرز فکر احتمال شکست شما را افزایش خواهد داد.
5- به جای خوب بودن روی بهتر شدن متمرکز شوید. همان قدر که اعتقاد داشتن به توانایی‌های خود برای رسیدن به هدفتان مهم است، باور داشتن به کسب توانایی‌های جدید نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. بسیاری از ما اعتقاد داریم استعدادها، شخصیت و توانایی‌های فیزیکی ما ثابت هستند و هر کاری هم که انجام بدهیم پیشرفت نخواهیم کرد. از این رو ما روی اهدافی متمرکز می‌شویم تا بتوانیم خودمان را به اثبات برسانیم و هرگز دنبال کسب مهارت‌های جدید نیستیم.
خوشبختانه سال‌ها تحقیق در این زمینه بیانگر این است که اعتقاد به ثابت بودن توانایی‌ها اشتباه بوده و این مطالعات دلالت بر انعطاف‌پذیری همه انواع توانایی‌ها دارد. پذیرفتن این حقیقت که شما قابل تغییر هستید به شما اجازه می‌دهد تا انتخاب‌های بهتری داشته و بتوانید تمام استعدادهای بالقوه‌تان را بالفعل کنید. افرادی که هدفشان به جای خوب ماندن، بهتر شدن است مشکلات موجود در مسیر پیشرفت‌شان را با آغوش باز پذیرا بوده و در صدد رفع آنها بر می‌آیند و مسیر به همان اندازه مقصد برای آنها جذابیت دارد.
6- عزم راسخ داشته باشید. عزم راسخ یعنی با کمال میل متعهد ماندن به اهداف بلند مدت و ایستادگی کردن در مقابله با مشکلات. مطالعات نشان می‌دهند افرادی که عزم راسخی دارا هستند مدارج علمی ‌بالاتری را در زندگی‌شان طی می‌کنند. عزم راسخ نیرویی است که انسان را در مقابله با مشکلات بر سر راه رسیدن به موفقیت یاری می‌رساند و باعث می‌شود انسان در این مسیر انگیزه خود را از دست ندهد.
اگر در حال حاضر شما جزو افراد بااراده نیستید، خبر خوش این است اوضاع شما خیلی بهتر از کسانی است که اصلا به وجود عزم راسخ و اراده قوی اعتقادی ندارند و باورشان این است که افراد موفق دارای ویژگی‌های ذاتی خاصی هستند و دلیل موفقیت‌شان هم همان ویژگی است. اما همه ما می‌دانیم که این باور کاملا اشتباه است. همان طور که قبلا هم اشاره کردم تلاش، برنامه‌ریزی، پشتکار و استراتژی‌های خوب از جمله عواملی هستند که برای رسیدن به موفقیت لازم و ضروری هستند. پذیرفتن این عوامل نه تنها باعث خواهد شد تا شما خود و اهدافتان را به طور دقیق بشناسید، بلکه اثر اعجاب‌انگیزی روی تقویت اراده شما نیز خواهد داشت.
7- عضله اراده خودتان را تقویت کنید. عضله کنترل بر خود یا همان عضله اراده درست مانند بقیه عضلات بدن شما است؛ یعنی وقتی کار زیادی از آن کشیده نشود به مرور ضعیف و ضعیف‌تر خواهد شد. اما زمانی که نرمش‌های منظم به آن می‌دهید؛ یعنی به درستی از آن کار می‌کشید باعث خواهید شد تا عضله‌تان قوی‌تر شده و شما را در به موفقیت رسیدن به اهدافتان یاری برساند.
برای تقویت نیروی اراده‌تان باید خودتان را درگیر چالش‌هایی بکنید که شما را ملزم به انجام کارهایی می‌کند که ترجیح می‌دهید آنها را انجام ندهید. مثلا دور اسنک‌های چرب را خط بکشید، روزانه 100 تا تمرین دراز و نشست انجام دهید، هر وقت متوجه شدید که پشت خود را قوز کرده‌اید همان لحظه پشت خودتان را صاف کرده و درست بایستید، سعی کنید تا یک مهارت تازه بیاموزید. هر وقت متوجه شدید که می‌خواهید از ادامه کار دست بکشید یا دوست ندارید ادامه دهید یا خسته شده‌اید با تمام قوا مقابله کنید. فقط با یک فعالیت شروع کنید و برنامه‌ریزی کنید اگر مانعی سر راهتان ایجاد شد برای مقابله با آن چکار باید بکنید («اگر میل شدیدی برای خوردن پفک یا چیپس داشتم به جای آن یک تکه میوه تازه یا سه تکه میوه خشک خواهم خورد».) این امر در ابتدا بسیار سخت خواهد بود، اما رفته‌رفته آسان‌تر خواهد شد و نکته اصلی هم همین است. وقتی استقامت شما افزایش می‌یابد می‌توانید خودتان را درگیر چالش‌های بیشتری بکنید و فعالیت عضله اراده‌تان را افزایش دهید.
8- جوگیر نشوید. هرچقدر هم که ماهیچه اراده شما قوی‌تر شده باشد باید به خاطر داشته باشید که توانایی‌های آن محدود است و اگر زیاده از حد از آن کار بکشید به طور موقت دچار افت انرژی خواهید شد. سعی نکنید تا دو کار چالش‌برانگیز را در آن واحد انجام دهید، البته اگر دست خودتان باشد (مانند ترک کردن سیگار و گرفتن رژیم لاغری به طور همزمان). سعی کنید تا خودتان را از موقعیت‌های وسوسه‌انگیز دور نگه دارید بسیاری از افراد به توانایی خود برای مقابله با تحریکات بیرونی اعتماد زیادی دارند و بنابراین خود را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهند که شرایط وسوسه برانگیز به وفور در آن جا یافت می‌شود. افراد موفق می‌دانند که نباید رسیدن به هدف را برای خودشان سخت‌تر از آنی که هست بکنند.
9- اهداف ایجابی داشته باشید نه سلبی. آیا می‌خواهید با موفقیت وزن خود را کم کنید، سیگار را ترک کنید، یا روی اخلاق بدتان سرپوش بگذارید؟ پس به جای اینکه مرتب روی عادت‌های بدتان متمرکز شوید برنامه‌ریزی کنید که به جای آنها چه کار خوبی می‌خواهید جایگزین کنید. تحقیقات نشان می‌دهد که سرکوب افکار نادرست باعث فعال‌تر شدن آنها در ذهن شما می‌شود. همین امر در مورد رفتار نیز صادق است تلاش ما برای دور ماندن از رفتار بد به جای ضعیف کردن آنها باعث تقویت‌شان می‌شود.
اگر می‌خواهید رفتار خود را عوض کنید از خودتان بپرسید به جای رفتار قبلی چکار خواهم کرد؟ به عنوان مثال اگر تلاش می‌کنید تا روی اعصاب خود مسلط بشوید و دیگر از این به بعد از کوره در نروید باید یک برنامه جایگزین برای خودتان تعریف کنید که اگر من در حال عصبانی شدن هستم برای اینکه آرام بمانم سه تا نفس عمیق خواهم کشید. با استفاده از تنفس عمیق به عنوان جایگزینی برای عصبانیت، رفتار بد شما به مرور ضعیف‌تر خواهد شد تا زمانی که کاملا از بین برود.
من امیدوارم بعد از خواندن 9 کاری که افراد موفق به طرز متفاوتی انجام می‌دهند، شما از همه کارهایی که از اول هم درست و صحیح انجام می‌دادید آگاهی یافته باشید مهم‌تر از آن امیدوارم توانسته باشم اشتباهاتی که شما را از مسیرتان خارج می‌کرد را برایتان بشناسانم و بتوانید از این دانسته‌ها از این به بعد به عنوان نقاط قوت خودتان استفاده کنید. به خاطر داشته باشید برای اینکه فرد موفق‌تری باشید لازم نیست که شخص متفاوتی بشوید. هرگز مهم نیست که چه کسی هستید آنچه از اهمیت بالایی برخوردار است کاری است که انجام می‌دهید.
منبع: Harvard Business Review




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:18 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

چهار کلید موفقیت شغلی وجود دارد که می تواند شما را به شخص با ارزشتری تبدیل کند، توانایی های شما را مؤثرتر عرضه می کنند و شما را در حرفه خود با سرعت بیشتر به موفقیت برساند. این چهار کلید عبارتند از: تخصص، تمایز، تقسیم بندی و تمرکز.


ــ تخصص عبارت است از توانایی شما در بکار بستن استعدادتان آنهام در قسمتی حیاتی که برای کمپانی شما یا مشتریانتان ارزشمند است. انتخاب این قسمت که در چه زمینه ای تخصص داشته باشید در موفقیت بلند مدت شما بسیار را تعیین کننده است. شما در چه زمینه ای تخصص و مهارت دارید؟

2ــ تمایز عبارت است از اینکه چگونه خود را در یک یا چند زمینه که تخصص دارید یا کارایی شما بهتر است برتری خود را نشان دهید. توانایی شما در متمایز کردن خود براساس کیفیت کار بالا بسیار مهم و کانون فعالیت شغلی شماست. همانطور که یک سازمان باید حداقل در یک زمینه برتری داشته باشد تا رونق لازم را پیدا کند. شما هم به عنوان یک فرد باید حداقل در یک زمینه کاری برتر باشید. اگر از کارفرما یا کارمندان شما درباره شما بپرسند:«برتری او در چه زمبنه ای است؟» آنهاچه جوابی در مورد شما خواهند داد؟ در کدام قسمت کار شما برجسته هستید؟چه کاری را بهتر از هر کسی انجام می دهید؟ چه کاری را اگر شما انجام دهید سود زیادی نصیب سازمان شما می شود.

اگر تاکنون در حرفه خود یک زمینه را مشخص نکرده اید تا در آن بهترین باشید، باید زودتر اقدام کنید. به توانایی خود و احتیاجات سازمان و مشتریان خود توجه داشته باشید چگونه باید باشد؟ چگونه می توانست باشد؟ نقشه شما برای تبدیل شدن به فردی برجسته در حرفه خود چیست؟ و چگونه میزان برتری خود را چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت در یک زمینه کاری اندازه می گیرید؟ این اندازه گیری استاندارد شما را برای کارایی نشان می دهد. بهترین بودن در یک زمینه مهم از شغل و حرفه شما بیشتر از هر چیزی به پیشرفت شما کمک می کند.

3ــ تقسیم بندی عبارتست از توانایی شما در مشخص کردن افراد و سازمانهایی که سود بیشتری برای شما دارند. نحوه کار بدین صورت است که شما به طور واضح مهمترین مشتریان خود را مشخص می کنید. و برای جلب رضایت این گروه خاص از مشتریان تصمیم گیری می کنید.

اغلب شما می توانید خط مشی شغلی خود را با توجه به نیاز مشتریان مهم برای ساختن آینده تغییر دهید.

4ــ تمرکز عبارتست از توانایی شما در تمرکز ذهنی برای روی خدماتی است که برای آن شخص یا سازمان اهمیت دارد.

این چهار استراتژی (تخصص، تمایز، تقسیم بندی و تمرکز) نقطه کانونی حیاتی برای رسیدن به دست آوردهای فوق العاده در سازمان و حرفه شماست.

از خود بپرسید:« کدام مهارت است که اگر آن را در خود تقویت کنید بیشترین اثر مثبت را در حرفه شما به جا می گذارد؟ پاسخی که به این سؤال می دهید را به عنوان یک هدف بنویسید و برای آن یک ضرب العجل تعیین کنید.برای خود طرح و نقشه داشته باشید و برای رسیدن به هدف پر تلاش باشید تا بر آن نائل شوید. این کلید واقعی رسیدن به موفقیت شغلی است




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:18 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

ولایت، رعایت مصالح یا توتالیتاریسم؟

نویسنده : مهدی امینیان

ولایت مطلقه فقیه، میراث گرانبهای امام خمینی و روح و هویت انقلاب اسلامی‌است . امروزه، این نظریه، تنها یک نظریه سیاسی و فقهی در کنار دیگر نظریه ها نیست، بلکه جوهره نظام اسلامی‌و محور قانون اساسی است . مشروعیت قوای سه گانه : مقننه، قضائیه و مجریه، بستگی به آن دارد.‏ ولی فقیه، در عمل باید به معیارها و قانونها و آیینهایی پایبند باشد، تا دستورها و فرمانهای او، جلوه ای از فرمان حق باشند:

1- پا یبندی دقیق و همه سویه به معیارها و آیینهای اسلامی؛ 2- نگه داشت مصلحت اسلام و مسلمانان در تمامی حرکتها و برنامه ها و دستورها.


امام خمینی که بیشترین تاکید را بر ولایت مطلقه فقیه داشت و حکومت الهی خویش را بر این اصل استوار ساخت، در جای جای کتاب "ولایت فقیه" و "کتاب البیع"، بر دو شرط یاد شده پای می فشارد. ‏

دو مقوله بنیادین درخصوص مصلحت: ‏

‏1-بازشناسی مصلحتها به هدف صدور احکام حکومتی بر عهده چه کسی است ؟ 2-چه معیارها و ترازهایی دارد؟

منشا بسیاری از اشکالها و شبهه ها، نشناختن جایگاه شرعی و فقهی احکام مصلحتی است .

در پاسخ به پرسش دوم، باید چنین گفت که در بازشناسی مصالح، می‌بایست دو شرط را رعایت کرد: 1-مصلحت سنجیها باید با توجه به قانونهای شریعت اسلامی انجام گیرد. 2-در بازشناسی مصالح، اصل اهم و مهم رعایت گردد. شاید حساس ترین و مهم ترین مرحله در بازشناسی مصالح، نگه‌داشت تراز دوم باشد. در همین جاست که گروهی پنداشته اند امام خمینی فوق فقه و فوق شریعت سخن گفته است .

 

پیش داشتن مهم تر بر مهم، اصلی است خردمندانه و مورد تائید اسلام . همه فقهای اسلام در باب تزاحم، بر این باورند که باید به تکلیف اهم عمل شود و از مهم دست برداشته شود. تاکید امام بر پیش داشتن مصلحت نظام و مردم، در همین راستا قرار می گیرد: "مصلحت نظام از امور مهمه ای است که گاهی غفلت از آن، موجب شکست اسلام عزیز می گردد. امروز جهان اسلام، نظام جمهوری اسلامی ایران را تابلوی تمام نمای حل معضلات خویش می دانند. مصلحت نظام و مردم از امور مهمه ای است که مقاومت در مقابل آن، ممکن است اسلام پابرهنگان زمین را در زمانهای دور و نزدیک زیر سئوال ببرد و اسلام و آمریکایی مستکبرین و متکبرین را با پشتوانه میلیاردها دلار به وسیله ایادی داخل و خارج آن، پیروز گرداند". (صحیفه نور ، ج 2/176؛ ج 2/112؛ ج 7357)‏

 

‏ امام(ره) حتی اعتبار وکالت نمایندگان را به رعایت مصالح دانسته و خطاب به نمایندگان مردم در خبرگان قانون اساسی می فرماید: "همه تان هم اگر چنانچه یک چیزی بگویید برخلاف مصالح اسلام باشد، وکیل نیستید، از شما قبول نیست، مقبول نیست، ما به دیوار می زنیم حرفی که برخلاف مصالح اسلام باشد".(صحیفه امام، ج10، ص221)‏

 

پیش داشتن حکم حکومتی، بر احکام اولیه در برخی از جاها، بر اساس معیار تزاحم صورت می گیرد و نه از باب اینکه ولی فقیه، نسبت به دستگاه فقه و شریعت، ولایت مطلقه دارد، چنانچه شماری پنداشته اند. (مجله کیان ، شماره 24/21) پیشتر بودن حکم حکومتی بر حکم شرعی اول، به معنای تعطیل کلی و یا نسخ آن نیست، بلکه دستور به توقف موقت اجرای آن، به سبب تزاحم با یک حکم شرعی اهم است . این حق را شرع و عقل به حاکم اسلامی داده است . پیامبر

اسلام (ص ) و علی علیه السلام بارهای بار از این حق استفاده کردند؛ یعنی آن دو بزرگوار، اجرای حکم شرعی را به سبب اجرای یک حکم شرعی مهم تر و یا مصلحتی مهم تر، تا زمانی خاص، واپس انداخته اند. ‏

 ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:16 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

موفقیت در کار و تجارت

موفقیت در کار و تجارت به فاکتورهای گونـاگـونی بستگی دارد که بارزترین آن شانس و اقبال میـباشد. امـا اگـر شما میخواهید که نبردبان ترقی را بسرعت طی کنید این نکته را باید بـخاطر بسپارید:

مـوفقیت امری کاملا سیستماتیک بوده و می شود آن را با فرمول بیان نمـود. راهـبـرهای زیـر میتوانند به مقدار زیادی شما را برای رسیدن بـه آن یـاری نمایند.

موفقیت بسراغ کسانی میآید که از آگاهی، متقاعدسازی و قدرت بتوانند به نفع خود بهره بگیرند. به عبارت دیگر:

  موفقیت =  آگاهی + متقاعد سازی + قدرت


بیاموزید که چگونه با بکاربـردن این قوانـیـن تعیین کننده در زندگی کاری خود می توانید در شغل خود موفق گردید.

آگاهیظواهر ابزار سنج زندگی هستند. نحوه ای که خـود را معرفی میکنید مـقیاسی از شمـا ایجاد می نماید که دیگران بر اساس آن شما را تصور کرده، در موردتان قـضاوت نـمـوده و رفتار می نمایند. همه روزه با افرادی روبرو خواهید شـد که مایـلید آنها را تحـت تاثیر قرار دهید، خواه افراد بالادست باشند و خواه مشتریان بالقوه.

حتی کسانی که زیر دست شما کار می کـنـند را نـیز برای ایجاد نمودن یـک رابطه کاری مفید باید متاثر نمایید. برای رسیدن به کامیابیهای بزرگ لازم است بعنوان نـمونه بارزی از نزاکت و اعتماد بنفس در جـامـعه ظـاهر شده و در این زمیـنـه مـرتکب هیچ اشتباهی نگردید - بخت و اقبال فقط یکبار بسراغ شما خواهد آمد.

همیشه بایـد بـرای ایـجـاد یـک تاثیر گذاری مناسب آمادگی داشته باشید. اگر چه ممکن است این کار در ابتدا نیاز به کمی سعی و تلاش داشته باشد، ولی بعد از مدتی عادی خواهد شد.

نکات زیر شما را برای شروع کارتان یاری خواهند نمود.

 لباس مناسب برای تاثیرگذاریاجازه دهید از خارجی تـرین لایه آغاز کنیم: لبـاسهای شما. دو دسـت از بـهتـریـن کت و شلوارهایی که در استطاعت شما است را خریـداری نمایـیـد. یـک پیـراهن شیـک بـر تـن نموده و کفشهایتان را واکس بزنید. اکنـون کـه دنـده در دسـت شـما اسـت، بیاموزید که چـگونه مـی تـوانـیـد از آن استفاده کنید. همیشه راست قامت بایستید؛ نه تنـها بـاوقـار بنظر خواهید رسید، بلکه لباسهایتان نیز بسیار گران قیمت تر جلوه خواهند کرد.

محکم دست دهید  نمیتوانم بگویم که یک دست دادن خوب و مـناسب چـقدر حائز اهمیت است. مردم از آن متوجه ابهت و بزرگی شما میشوند. مطمئن شوید که دستتان کاملا خشک باشد؛ یــک دست مرطوب و چسبنده خوشایند نبوده و نشانگر عصبانیت و دستپاچگی می بـاشـد. دستها باید درنقطه تلاقی انگشت سبابه با شست بهم متصل شده و خود دست دادن باید سفت و محکم باشد.

تماس چشمی را حفظ کنید همیشه در چشم فردی که با او در حال گفتگو هستید نـگاه کنید. روی برگرداندن نشانه خستگی و یا توجه اندک و سرسری می بـاشد. بـه پــایین نگاه کردن سستی و تزلزل را میرساند. نگاه خود را بطور ثابت و با حالتی دوستانه حفظ کنید.

مهربان باشید شمـا بــاید سرچشمه ای از لذت برای دیگران باشید. کلید این کار مـهـربـانـی اسـت، از آنجایی که شما را انــسانی منطقی و معاشرتی نشان خواهد داد. یک لبخند طبیعی و پیوسته تنها چیزی است که نیازدارد.با اینحال حد و مرز خود را بشناسید؛ مهربان بودن بـه مـعنای دوست کسی بودن نمی باشد. به دیگران احترامی مقتضی نشان دهیـد تـا آنها نیز مقابله بمثل نمایند.

با فصاحت سخن بگویید سخنرانی  شما باید شفاف، باز و دقیـق باشد. آمیختن ها به جملات بهتـریـن راه برای از دست دادن علاقه شنوندگان بــوده و باعث عدم توجه کامل آنها به شما میگردد.

 بیاموزید که چگونه میتوانید دیگران را متقاعد کنید که ایده هایتان از آنها بهتر است

متقاعد سازیشمـا تـاثـیـر مثـبتی از خـود بـجای گذاشته و مـورد توجه بسیار زیاد کارفرمای خـود قرار گرفته اید. این فرصتی برای شما جهت درخشیدن و پیشرفت محسوب میگردد.

تصور میکنید که ایده ها و دیدگاه های شما نسبت به بــقیه بهتر و منطقی تر هستند و میـخواهید دیـگـران را راجع به این موضوع قانع کنید. اگر از قوانین هنرمتقاعدسازی  آگـاه بـاشـیـد، کار بسیار آسان خواهد بود. فـروشـنــدگـان، سـیاسـتـمداران و مـکتـب سـازان از این قـوانـین بخوبی اطلاع دارند. چه چیزی در آن شخص وجود دارد که شما را وادار به پذیرش مینماید؟ بــه خواندن ادامه دهید تا متوجه شوید چگونه میتوانید چنین تاثیری را در خود بوجود آورید.

مخاطبین خود را بشناسید 

هیچ عذری بـرای یک تحقـیـق و بـررسـی ضـعـیـف پـذیرفته نیست. شناختن مخاطبین و شـرایـط آنـها کلیـدی است برای یافتن بهترین راه برای قانع نمودن و هـدایـت دیـگران. تـا جاییکه میتوانید از شرکت خود اطلاعات کسب نمایید؛ چه تغییراتی در آن اعمال شده و در چـه سـمت و سویی در حال حرکت است. پیش بینی نیازها و ارائه راه حل برای آنهـا بشما در وادار نمودن دیگران برای پذیرش ایده هایتان کمک خواهد کرد.

خودتان را قانع کنید 

پیش از اینکه بخواهید آماده متقاعد نمودن دیگران شوید، باید خودتان را قانع کنید. تنها زمانی میتوانید موضوعی را به دیگران بقبولانید که خودتان واقعا و کاملا از بهتریـن بـودن بودن آن موضوع اطمینان حاصل نموده باشید.

از لیستی شـروع کنید که دلایل بهترین بودن شما را برای شغلتان تشریح کند. هر نکته را بصورت دقیق خوانده و شروع به باور آن نمایید. هرگونه شک و شبه می تواند در نحوه معرفی شما نمایان شده و تلاشهایتان را هدر دهد.بهترین فروشندگان کسانی هستند که بهترین مشتریان خودشان میباشند. آنها عاشق چیـزی هسـتند کـه مــی فروشند و حقیقتا باور دارند که نظر دیگران نیز باید همین باشد.

کلمات کلیدی و تعابیر را تکرار نمایید

انسانها مخلوق عـادات بوده و بـنـابراین در مـورد شـناخته شده ها و آشـنـایان احساس راحتی میکنند. تاکید کردن بر عبارات کلیدی محبوب و ایده هایی از قبیل درآمدها، سود سهام، پاداش و مساعده جذب ادراکات و قوای تشخیص اغلب مردم میشود.

ایده های خود را با نیازهای دیگران مرتبط سازید  متصل نمودن ایـده و یا محصولـتـان بـا آنـچه کـه مخاطبین تمایل به آن داشته و یا بسیار علاقمندش هستند، ابزاری عالی برای متقاعد سازی محسوب میگردد. آگهی دهندگان هر زمانی کـه مـحصولاتشان را با نـیـازهای اساسی مانند غذا، مسـکن و امنیت مرتبط می کنند، در واقع از همین اصل بهره می برند. اگر در زمینه تجارت فعالیت می نـماییـد، لازم اسـت کـه جذب نیازهای تجاری شوید: رضایت مشتری،

 

دوام محصـول، بـهره وری، پس انداز و سود.

علاقه شنونده را توسط جریانی مناسب برانگیخته کنید یک "سمـفونی" موفق دارای سـاختاری بسیار مدبرانه میباشد. جمله بندی، آهنگ صدا و تـرتیب کلمات در تاثیرگذاری سخنرانی شما نقش بسیار با اهمیتی را بازی می کـند. به چگونگی شروع ارائه مطالب و عکس العمل مخاطبین دقت نمایید.

با یک حرکت جلب توجه کننده شروع میکنید و یا بایک عبارت اطمینان زا و یا با جمله ای که باعث برانگیختن حس نیاز و تمایل گردد؟ آیا بصورتی رسمی صحبت می کنید؟ آیا از حرکات مخصوص سخنرانی بطور مؤثر بهره میبرید؟ زبان بدنی را چـطـور دخــیل میکنید؟ آیا مطالبات و ادعاهای مثبت شما بصورت ضمنی یا آشکار شرح داده شده است؟تـوجه به این نکات در معطوف نمودن و شیفتن مخاطبین بسیار اهمیت دارد.

به خواندن ادامه دهید تا بیاموزید که چگونه می توانید قدرت افشانی کنید.

 

 قدرت

افـرادی که در تجارت بسیار موفق هستند خوب می دانند  که از قدرت و نفوذ خود چگونه استفاده و آنرا حفظ نمایند.

قدرت داشتن اغلب به معنای دورنگاهداشتن خود از لحظه است -- با نگاه کردن به گذشته و آیـنده، بـه اشـتـباهات و  احتمالات. یک مجموعه عقاید عملی و استراتژیک به شمـا  کـمک کنـد تـا بـتـوانید اتفاقات آینده را پیش بینی نمـوده و در نتیجه زمانیکه شرایط بوجود آمدند، برای مقابله با آنهـا آمـادگـی لازم را خـواهیـد داشـت. نـکات زیـر شما را یـاری میکند تا در همان لیگی باشید که بزرگان تجـارت جهـانـی    در آن مسابقه داده اند.

قدرت افشانی کنید اولین قانون استفاده استادانه از قـدرت تـسلط یافتن بر تـصویر خودتان است. با قدرتمند بودن و قدرتمند ظاهرشدن، دیگـران خـواهند خـواسـت کـه خـود را بـا شـما پـیوند دهند. مردان قدرتمند یا می خواهند هم پیمانان شما باشند یا شما را همچنان در حال تلاش و کوشش برای موفقیت نگاه دارند. پس بـا خود همانند یک پادشاه رفتار کنید. با صلابت بنشینید و یا راه روید، پیرامون خود را با افراد با نفوذ پر کرده و خود را باوقار بپندارید.

همیشه بهترین کارتان را انجام دهید همیشه از خود و دیـگـران انتظار بهترین ها را داشته باشید. چیز دیگری برای گفتن لازم نـیـست به جز اینکه: برندگان خـواهان انجام چیزی می بـاشـنـد کـه بازندگان رغبتی به آن ندارند.

احساسات خود را پنهان و کنترل کنیدبزرگتریـن مـوانع قـدرت، احساسات میباشد. به همین دلیل است که باید بر آنها مسلط شوید. مخصوصا عصبانیت می تواند مهلک باشد. عصـبـانـیت باعـث مکـدر شدن قضاوت گردیده، شـما را در سـیـلابـی از خـشم و طـغـیان فـرو برده و بـه وجهه تان صدمه خواهد رساند. احساسات را تحت کنترل خود درآورید تا به بهترین نتیجه دست یابـیـد. یـک قـدم به عقب برگشـته و ذهـن خـود را از مـوقیعت ناخـوشـایند کـنـونی رها سازید. این باعث خواهد شد به مـوضوع بصورتـی واقـعی نگریسته و منـطقـی تــرین تصمیم را در مورد آن اتخاذ نمایید.

از قدرت خود استفاده سوء نکنیددر انتها باید از گرفتار شدن در دام خود بزرگ بینی اجـتـنـاب کـرده و در بــرابــر وسـوسـه بـدسـت آوردن قـدرت بـیـشتـر مـقـاومت نـمایــید. طمع و حرص پایان ناپـذیـر بـرای قـدرت بسیاری از افراد را به دیار نابودی فرستاده است. حـد و مـرز خود را دانسته و زمانیکه به حد کافی قدرتمند شدید به همان اندازه اکتفا کنید.

مسئولیت پذیر باشیدعـمـلکردهـای افـرادی که در قدرت بسر میبرند اغلب پی آمدهای دور از دسترسی دارد. فرق نمیکـند که یک نفر تا چـه اندازه محتاط است، بـه هـر حال اغلب بهترین طرح ها نیز دچـار انــحراف خواهند شد. اگر چنین شود، باید آمادگی رویارویی با آنرا داشته باشـیـد. ایـن طبیعت بشر است که برای یافتن  کسی که قربانی خود شود به جستجو بـپـردازد، اما اشخاص محترم، مسئولیت اعمالشان را بعهده میگیرند. انـجـام چـنین عملی بیانگر آن است که شما برای پذیرش اشتباهات خود به انداز کافی قدرتمند می بـاشـد. و اگــر برای جبران اشتباهات خود وارد عمل شوید، تحسین برانگیز تر خواهد بود.

 نکته آخر

آخرین مسئله ای که برای رسیدن به موفقیت لازم است پشتکار و استقامـت میبـاشد. داشتن استعداد نیمی از پیکار است؛ باید آنرا بکار ببندید. و اگر در ابتدا موفق نشوید... ادامه اش را میدانید.

زندگی کردن به همراه ایـن سـه قانـون، همانطور که قبلا نیز گفته شد، موفقیت شما را تضمین خواهد نمود. و اندکی بلند همتی و انگیزه شما را به موجودی توقف ناپذیر مبدل خواهد کرد.

منبع : شرکت صبا میهن




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:15 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

چگونه از نتایج منفی، نتیجه مثبت برداشت کنیم؟

تفسیر ارزیابی 360 درجه

مترجم: رویا مرسلی

بر خلاف روش‌های قدیمی، ارزیابی 360 درجه شامل اطلاعاتی است که در سطح وسیعی از افراد مانند همکاران، مدیران، گزارشات مستقیم و گاه مشتریان کسب می‌شود.

یکی از ارزشمند‌ترین جنبه‌های این ابزار ‌این است که نظرات به صورت ناشناس ارائه می‌شوند که موجب می‌شود، نسبت به حالت عادی صداقت بیشتری داشته باشند. با ‌این حال، واقعیت همیشه زیبا نیست و دریافت یک گزارش منفی از ارزیابی 360 درجه می‌تواند ناراحت کننده باشد، بالاخص اگر عقاید در سطوح مختلف منعکس شوند، اما با یک نگرش درست، می‌توانید تجربه مثبتی از‌این موضوع کسب کنید. نحوه روبه‌رو شدن شما با نتیجه ضعیف ارزیابی 360 درجه، به مراتب از محتوای خود ارزیابی مهم تر است.

متخصصان چه می‌گویند       


قبل از آغاز فرایند ارزیابی 360 درجه، داشتن فکر باز از اهمیت بسزایی برخوردار است. به یاد داشته باشید که هیچ کس کامل نیست و هر مدیری هر چقدر هم که با تجربه باشد، هنوز جای رشد و تعالی دارد. طبق گفته سوزان دیوید، دستیار رییس موسسه‌هاروارد/ مک لین و مدیر موسس یک شرکت روانشناسی و یکی از مشاوران موسسه‌ هاروارد، «رهبران خوب آنهایی نیستند که که در ارزیابی، رتبه خوبی به دست می‌آورند، بلکه آنهایی هستند که نقاط قوتشان ویژگی برتر آنها است». مسوولیت نمره پایین افراد در ارزیابی 360 درجه با خود آنهاست. لاریسا تیدنز، استاد رفتار سازمانی دانشکده بازرگانی استنفورد و یکی از ادیتورهای مجموعه «زندگی اجتماعی احساسات» نیز با‌این موضوع موافق است. او می‌گوید: واکنش منطقی به نتایج منفی ارزیابی و تلاش در جهت تغییر خود برای توسعه و رشد، بسیار موثرتر از آن است که از ابتدا در ارزیابی اصلا نتیجه منفی دریافت نمی‌کردیم. بنابراین، نتیجه منفی فرصتی است که نشان می‌دهد می‌توانید گوش دهید و یاد بگیرید». در زیر چند قاعده ارائه می‌شود که نشان می‌دهد در صورت دریافت نتیجه منفی، چه اقداماتی باید صورت پذیرد:

قبل از آنکه عکس العمل نشان دهید، تامل کنید

پس از دریافت نتیجه ارزیابی، قبل از آنکه کاری انجام دهید، درباره آن فکر کنید. تیدنز می‌گوید: «بعضی اوقات، افراد قبل از آنکه به‌اندازه کافی روی موضوعی فکر کرده باشند، به سرعت

عکس‌العمل نشان می‌دهند». سعی کنید حالت دفاعی به خود نگیرید. دیوید می‌گوید: «نتایج ارزیابی ممکن است آسیب‌پذیرترین و حساس‌ترین بخش‌های وجود ما را هدف قرار دهند. در‌این صورت، از خودتان سوال کنید و با خود روبه‌رو شوید و نسبت به آنهایی که شما را مورد ارزیابی قرار داده‌اند دلسوزانه و مسوولانه برخورد نمایید. دیوید می‌گوید: «بهترین کار پس از دریافت ارزیابی‌این است که مشتاقانه سعی کنید به عمق کنجکاو و دلسوز وجودتان مراجعه کنید یعنی همان جنبه‌هایی از درونتان که خالصانه میل به یادگیری، شنیدن و درک کردن دارد». وقتی زمان کافی برای درک آن صرف نمودید، از خودتان بپرسید‌ آیا نتایج ارائه شده صحیح است؟‌ آیا با آنچه در ارزیابی‌های قبلی دیده‌اید یا آنچه از افراد خارج از سازمان درباره خود شنیده‌اید مطابقت دارد؟ اگر با یکی از همکارانتان، مدیرتان یا یک بزرگتر مشورت کنید و نظرات بیشتری از افراد قابل اعتماد دریافت کنید مفید خواهد بود.

از انتقام‌گیری پرهیز کنید

اگرچه افراد شرکت‌کننده در ارزیابی‌های 360 درجه که درباره دیگران نظرمی‌دهند باید ناشناس باقی بمانند، اما گاه به سادگی می‌توان از روی توضیحات فهمید چه کسی چه نظری داده است. شاید سخت باشد که بتوان در مقابل چنین وسوسه‌ای مقاومت کرد، اما شما باید در مقابل میل خود به شناسایی افرادی که درباره شما نظر داده‌اند پرهیز کنید. تیدنز می‌گوید: «اغلب، پاسخ دهنده‌ها در ارزیابی خود مطمئن هستند که لزومی‌ندارد به خاطر نظراتی که ابراز می‌کنند، به شخص مورد ارزیابی جواب پس بدهند؛ پس اگر شما سعی کنید که بفهمید چه کسی چه چیزی درباره شما گفته است، به کل فرآیند و سطح اعتماد لازم در آن، آسیب وارد می‌نمایید». راسی اوکلی، به عنوان کسی که صدها ارزیابی 360 درجه در زمینه مدیریت در سطح مدیران عامل انجام داده نیز بر همین امر تاکید دارد. او می‌گوید: «لازم است افرادی که دیگران را ارزیابی می‌کنند، مورد حفاظت قرار گیرند تا بتوانند با صداقت به آن کار بپردازند». ارزیابی 360 درجه زمانی با شکست مواجه می‌شود، که افراد به جای آنکه رک و بی پرده باشند، محافظه‌کارانه رفتار کنند.

تصمیم بگیرید به چه چیزی پاسخ دهید

به خاطر داشته باشید که نتیجه ارزیابی از مجموعه نظرات تشکیل شده است.‌ این بدان معناست که لازم نیست به همه چیز عکس‌العمل نشان دهید. یک ارزیابی 360 درجه با ارزیابی رسمی ‌که از طرف رییس‌تان صورت می‌گیرد و شما ملزم به پاسخگویی در برابر آن هستید فرق دارد. در‌این روش ارزیابی، شما می‌توانید آنچه را که قرار است تغییر دهید، انتخاب کنید. پاسخ دادن به همه قسمت‌های ارزیابی، یعنی تلف کردن وقت زیاد. دیوید می‌گوید: «اصلا لزومی ‌ندارد که سعی کنید خودتان را تغییر دهید و شخصیت یا رفتارتان را صرفا به خاطر ‌اینکه از ارزیابی 360 درجه نتایج منفی به دست آوردید، تحت درمان قرار دهید». طبق پیشنهاد خانم دیوید سه معیار وجود دارد تا درباره ‌اینکه چه زمانی به نمرات پایین واکنش نشان دهیم تصمیم بگیریم:

1-‌ آیا ‌این یک مشکل همیشگی است؟‌ آیا از ارزیابی‌های قبلی و نظرات افراد مختلف هم همین نتیجه به دست آمده است؟

2-‌ آیا ‌این مشکل یک نقص جدی در رهبری محسوب می‌شود؟‌ آیا ‌این عیب مربوط به فقدان درستی، اعتبار یا صداقت شما است؟

3-‌ آیا در تضاد با ارزش‌های شما است؟‌ آیا با آن نوع رهبری که خواست شماست در تضاد است؟ او می‌گوید «ارزش‌های شما، نردبان ترقی شما هستند و همین ارزش‌ها تعیین‌کننده اصول رهبری هستند که در‌ آینده در پیش خواهید گرفت».

در بسیاری از مواقع، ارزیابی‌های 360 درجه، بر مبنای اطلاعات جمع آوری شده ارزیابی می‌شود؛ مثلا ‌اینکه‌ آیا ارزیابی‌ها از گزارش‌های مستقیم به دست آمده یا از همکاران یا مشتریان. سطح سازمانی افرادی را که ارزیابی توسط آنها انجام شده یادداشت کنید. تیدنز می‌گوید: «گاهی اوقات، رسیدگی و توجه به آنچه از رده‌های پایین می‌شنویم مهم تر است. افراد رده پایین سازمان، برای ارائه نظراتشان خطر بیشتری را می‌پذیرند و راه‌های کمتری برای آنها وجود دارد که مسائل را با شما در میان بگذارند که نشان می‌دهد ‌این مسائل برای آنها واقعا آزاردهنده است و ممکن است معنایش ‌این باشد که آنها نسبت به آنچه می‌گویند بسیار مطمئن هستند».

نسبت به تغییر متعهد باشید

وقتی برای تغییر برنامه‌ریزی می‌کنید، نگاه‌تان به‌ آینده باشد. سعی نکنید عجولانه اقداماتی صورت دهید که به طور کوتاه مدت احساس خوبی در شما ‌ایجاد می‌کنند.‌ این کار، اغلب در دراز مدت کمکی به دستیابی به اهداف نمی‌کند. دیوید می‌گوید: «از آنجا که تغییر رفتار مشکل است، اگر می‌خواهید در یک زمینه توسعه یابید، سعی کنید آن را به صورت گام به گام انجام دهید و خود را مرحله به مرحله به سطح بهتر ارتقا دهید». حتی اگر تجربه کاری بسیار خوبی هم داشته باشید، باز هم غیرمحتمل است که بتوانید رتبه خود را از حد خیلی کم در ارزیابی، به حد فوق‌العاده بالا برسانید. تیدنز می‌گوید «جهت تغییر، بر رفتارهای خاصی متمرکز شوید که طبق نتایج منفی ارزیابی‌تان، در مورد آن رفتارها ضعف دارید». دیوید توصیه می‌کند که فقط روی یک یا دو مورد از رفتارهای خود متمرکز شوید و فرصت‌هایی ‌ایجاد کنید که بتوانید تغییر رفتارتان را امتحان کنید تا مطمئن شوید که می‌توانید رفتار جدیدی از خود نشان دهید. از خود بپرسید: کوچک‌ترین کاری که می‌توانم انجام دهم تا بزرگ ترین تفاوت را‌ ایجاد کنم کدام است؟ و وقتی آن کار کوچک را انجام دادید، نتیجه آن را مورد ارزیابی قرار دهید. دیوید می‌گوید به خودتان نشان دهید که می‌توانید خود را‌ اندکی تغییر دهید.‌ این اساس تغییر است.

با مدیر یا تیم خود صحبت کنید

اوکلی می‌گوید «معمولا افراد ترجیح می‌دهند مسائل را مخفی کنند و درباره آن سخن نگویند اما در ‌این مورد، چون همه مشارکت کرده‌اند، انتظار می‌رود تغییری نیز مشاهده شود». با تیم خود صحبت کنید و فیدبکی که از ارزیابی دریافت داشته‌اید را با آنها در میان بگذارید. تیدنز می‌گوید «لازم نیست همه نکات را به آنها بگویید، اما برای تیم بسیار مهم است که درباره نتایج کلی به دست آمده از ارزیابی، چه مثبت و چه منفی، مطلع شوند». درباره آنچه قصد دارید تغییر بدهید و چگونگی آن، به تیم و مدیرتان اطمینان دهید. از آنها بخواهید در صورتی که در انجام تعهدتان کوتاهی کردید، ‌این مطلب را به شما یادآوری کنند.

اگر انتقادها کم بود چگونه برخورد کنیم

گاهی اوقات، در ارزیابی 360 درجه خود می‌بینید که فقط یک یا دو نفر درباره شما نظر منفی داشته‌اند. اما حتی در‌این صورت هم نباید آنها را نادیده بگیرید و باید به آن اهمیت دهید. ممکن است بقیه هم با آن نتیجه موافق باشند، اما از بیان آن در ارزیابی ترس داشته‌اند. اگر انتقادات کمی‌ دریافت کرده‌اید، مجددا تحقیق کنید که‌ آیا حقیقتی در آن وجود دارد. سپس، سه معیار دیوید را که در بالا به آن اشاره شد اجرا کنید و بعد درباره ‌اینکه‌ آیا واکنش به آن ضروری است تصمیم بگیرید.

اصولی که باید به خاطر داشت

آنچه باید انجام شود

• به خاطر داشته باشید که نتیجه ارزیابی – چه مثبت باشد و چه منفی- فرصتی برای شما‌ ایجاد می‌کند که دیدگاه روشن تری نسبت به عملکرد یا رهبری خود به دست آورید.

• قبل از صرف زمان و انرژی در جهت تغییر خودتان، از خود بپرسید دلیل تغییر رفتار چیست و چه ارزشی‌ایجاد می‌کند.

• در برابر تیم و مدیرتان، به آنچه می‌خواهید تغییر دهید و چگونگی آن متعهد باشید.

آنچه نباید انجام شود

• سعی نکنید بفهمید چه کسانی به شما نمره منفی دادند.

• سعی نکنید همه رفتارهای منفی را تغییر دهید- نسبت به آنهایی که باید تغییر دهید واقع بین باشید.

• به صورت غریزی بر موضوعات منفی متمرکز نشوید – بیشتر ارزیابی‌ها شامل نتایج خوب و بد است.

در زیر درخصوص این موضوع دو موردکاوی آورده شده است.

منبع: HBR

 

 

مورد کاوی شماره 1

تصمیم بگیرید چه وقت عکس العمل نشان ندهید

زمانی که شرکت کوچک بازاریابی ‌ایمی‌فیدلسون توسط یک شرکت مشاوره بزرگ خریداری شد، خود ‌ایمی ‌هم به عنوان شریک، در پست بالایی در شرکت جدید ابقا شد.

پس از آنکه شش ماه از زمان تصدی او در سمت جدید گذشت، شرکت به او پیشنهاد آموزش و شرکت در ارزیابی 360 درجه که برای شرکاء تنظیم شده بود کرد.‌ ایمی ‌با‌ این مساله موافقت کرد و البته به خوبی می‌دانست که طرفداران زیادی در شرکت دارد. اما بیشتر کنجکاو بود بداند افراد جدید در سازمان که هم رده او بودند و همچنین مخالفانش چه نظری درباره او می‌دهند. نتایج اولیه ارزیابی در مجموع مثبت بود و شامل نکات مفیدی در زمینه توسعه بیشتر امور بازرگانی و ‌ایجاد یک تیم قوی تر بود. اما نتیجه ارزیابی در عین حال شامل فیدبک تندی درباره شخص‌ایمی ‌بودکه نشان می‌داد برخی از ارزیاب‌های او، وی را شخص آزاردهنده‌ای می‌دانند. البته، مسوول ارزیابی همچنین تاکید کرد که‌ این موضوع را از عده بسیار کمی‌ از افراد شنیده است.‌ ایمی ‌از ‌این نتیجه یکه خورد، چرا که تاکنون هرگز چنین انتقادی درباره خود نشنیده بود. او گفت «اصلا درباره خودم ‌این‌طور فکر نمی‌کردم». او ناراحت بود اما به جای آنکه سریعا واکنش نشان دهد، قبل از آنکه کاری کند، کمی ‌به خودش فرصت داد و‌این موضوع را با یکی از شرکای ارشد که قبلا هم از او مشاوره‌های حرفه‌ای دریافت کرده بود مطرح کرد. او از ‌ایمی ‌خواست تا فکر کند که‌ آیا از نظر خودش نتیجه ارزیابی حقیقت دارد و به او گفت اگر درست نیست، بهتر است آن را فراموش کند. برای ایمی ‌سخت بود که نتیجه را بی پاسخ بگذارد. او گفت «من به ارزیابی معتقدم و نتیجه آن را نیز قبول می‌کنم.» سرانجام تصمیم گرفت روی نتایج ارزیابی که او را به خود آورده بود، کار کند.

 

 

مورد کاوی شماره 2

به خواست تیم‌تان احترام بگذارید

در سال 2004 توری کادی، فرمانده آتشبار ارتش بود که مشغول خدمت در کشور دیگری بود. از آنجا که مطابق با مضامین فرهنگی ارتش، گرفتن فیدبک و توسعه پایدار ارتش الزامی ‌است، توری هم فکر کرد چون نیمی‌از زمان ماموریت سپری شده، بهتر است گروهان 100 نفره خود را مورد ارزیابی قرار دهد. توری اکنون حدود 20 سال است که در ارتش خدمت می‌کند و تاکنون فرماندهی چندین نظرسنجی را در ارتش بر عهده داشته است. در‌این نوع نظرسنجی، همانند ارزیابی 360 درجه، سربازان از جنبه‌های مختلف اخلاقی، توان رهبری و کارآیی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند.

نتیجه ارزیابی توری او را شگفت زده کرد. نظر سربازان ‌این بود که نزدیک شدن به توری غیرممکن است و او آنقدر مشغول مذاکره با مقامات بلند پایه آن منطقه است که زمان کافی به سربازان اختصاص نمی‌دهد. گرفتن چنین فیدبک منفی برای توری بسیار سخت بود. او گفت «اتفاقا ‌این دقیقا موضوعی بود که فکر می‌کردم نقطه قوت من است. چرا که من نزد سربازان می‌رفتم، با آنها گفت‌وگو می‌کردم و متواضعانه اغلب در دسترس بودم.» از آنجا که اولین واکنش او شوک شدن و باور نکردن موضوع بود، وقتی توضیحات ارزیابی را مطالعه کرد متوجه ماجرا شد. موضوع‌ این بود که هر روز توری و افرادش سوار ماشین ارتشی می‌شدند و می‌رفتند که توری برای مذاکره با مقامات رسمی ‌و بازسازی آن کشور با آنها صحبت کند. تیم او در خارج از ساختمان منتظر می‌ماندند و نگهبانی می‌دادند تا امنیت توری و خودشان را حفظ نمایند. وقتی جلسه تمام می‌شد، او سوار ماشین می‌شد و می‌گفت «بسیار خوب. برویم» و آنها مجددا به پایگاه بر می‌گشتند. او از آنها می‌خواست سریعا برگردند چون هم می‌خواست سربازان در امنیت باشند و هم به آنها حداکثر زمان را داده باشد. مثلا ‌اینکه هر چه زودتر به پایگاه بر می‌گشتند، اعضای تیم زودتر می‌توانستند غذا بخورند و با خانواده‌هایشان تماس بگیرند. اما نتیجه ارزیابی نشان داد که آنها می‌خواستند بدانند در جلسه توری چه صحبت‌هایی شده و چه اتفاقاتی روی داده است و آنها برای چه چیزی تمام روز زیر آفتاب داغ نگهبانی داده‌اند. توری گفت «از‌این منظر، من چندان خوب عمل نکردم و درباره ‌اینکه چه کاری انجام داده‌ام و علت آن توضیحی نمی‌دادم. من متوجه شدم که بیش از حد وظیفه‌گرا بوده‌ام و آنقدر به کار فکر می‌کردم که افرادی را که به من در رسیدن به هدف کمک می‌کردند نادیده گرفتم.» بعد از گرفتن نتیجه ارزیابی، توری افراد تیم را دور هم جمع کرد و درباره آنچه در جلسات گذشت توضیح داد. او تشریح کرد که هر چند کارش عمدی نبوده، اما اکنون می‌داند که رفتارش تاثیر منفی روی افراد گذاشته است. از آن پس، توری متعهد بود که بعد از هر جلسه به اعضای تیم (و نه فقط مافوق خودش) توضیح دهد که در جلسه چه گذشت و اوضاع چگونه بود.

همچنین از آن به بعد، زمان بیشتری را برای گذراندن با سربازانش سپری می‌کرد. سه ماه بعد، یک ارزیابی دیگر برگزار شد و تفاوت چشمگیر بود. اعضای تیم، از او به خاطر آنچه تغییر داده بود تشکر کردند و حالا احساس می‌کردند که در ماموریت افرادی مهم به حساب می‌آیند.

 

منبع : دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:14 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

آیا زندگی ارزش هزینه‌ای را دارد که بابت آن می‌پردازیم ؟

مترجم: رویا مرسلی

آیا تا به حال برایتان پیش آمده که کم خوابیده باشید؛ به خاطر شلوغی کار از صرف صبحانه گذشته باشید؛ رفتارهایی کرده باشید که برای سلامت‌تان مضر است؛ با چالش‌های سختی دست و پنجه نرم کرده باشید؛

به خاطر جلسات پشت سر هم و بی‌وقفه، فقط اندکی استراحت کرده باشید؛ با صدها ایمیلی روبه‌رو شده باشید که در صندوق پستی‌تان انتظارتان را می‌کشد؛ اگر وقتی برای ناهار داشته باشید، آن را پشت میز کار خورده باشید؛ بعد از ظهر‌ها احساس رخوت و خواب آلودگی به شما دست داده باشد؛ شب، کاملا خسته و بی‌رمق به منزل بازگشته باشید ولی با این حال به چک کردن ایمیل‌ها پرداخته باشید؛ آخر هفته کار کرده باشید و اگر تعطیلات برایتان معنایی داشته باشد آن را به حداقل محدود کرده باشید؟


داستان قورباغه جوشیده را به یاد بیاورید. اگر یک قورباغه در یک ظرف آب در حال جوش انداخته شود، به سرعت از آن بیرون می‌جهد و این کار را به طور غریزی برای حفاظت از خودش انجام می‌دهد. سپس فرض کنید قورباغه در یک ظرف آب سرد گذاشته شود.

تعجبی ندارد که قورباغه، بدون احساس کوچک‌ترین خطری شروع به شنا کردن می‌کند. حال اگر آب به آرامی‌گرم شود، فکر می‌کنید قورباغه چه عکس‌العملی نشان می‌دهد؟ به شرایط غیر قابل دفاعی که در آن گرفتار شده، خو می‌گیرد و با داغ‌تر شدن آب، به آرامی ‌شروع به مردن می‌کند. قورباغه نمی‌فهمد چه بلایی بر سرش آمده تا زمانی که دیگر خیلی دیر شده است.

ما نیز، همین پدیده را تجربه می‌کنیم. همیشه با تقاضای بیشتر، با پیچیدگی و بلاتکلیفی بیشتری روبه‌رو می‌شویم ولی اولین واکنش ما به این مسائل این است که خودمان را بیشتر درگیر اینگونه مسائل می‌کنیم بدون آنکه به هزینه‌هایی که برای آن می‌پردازیم، فکر کنیم.

از نظر روانشناسی، ما وارد مرحله افزایش استرس روانی می‌شویم و بدنمان را آکنده از هورمون‌های استرس مثل آدرنالین و کورتیزول می‌نماییم. البته این فرآیند، یک پاسخ غیرارادی به ترس است که از طرف بدن انسان صورت می‌گیرد و یک منبع فوری برای ایجاد

انرژی است.

«بار آلوستاتیک» واژه‌ای است که اولین بار توسط بروس مک اوین، یک دانشمند عصب شناس ارائه شد. این مفهوم، به معنی عواقب فیزیولوژیک قرار گرفتن طولانی‌مدت و مزمن در معرض «تقاضای بی‌انتها» می‌باشد. وقتی هورمون «مقابله یا گریز» در بدن ما برای مدت طولانی فعال باشد، از آنجا که سطح انگیختگی بدن بالا می‌رود، به سم تبدیل می‌شود- این سم، نه تنها به لحاظ فیزیکی تاثیرگذار است بلکه از لحاظ احساسی و ذهنی نیز موثر می‌باشد.

اولین اتفاقی که در حالت مقابله یا گریز می‌افتد، این است که غشای جلوی مغز شروع به بسته شدن می‌کند. بنابراین، به جای آنکه واکنش پذیر شویم، انعکاسی می‌شویم. در این وضعیت پیچیده، دقیقا آنچه را که به آن نیاز داریم، از دست می‌دهیم: توانایی فکر کردن به صورت تحلیلی و تصویری از بین می‌رود، به جای پذیرفتن نکات ظریف و دقیق و پارادوکس‌ها، جبهه‌گیری می‌کنیم و به جای آنکه چشم انداز بلند مدت داشته باشیم، در جهت منافع لحظه‌ای تصمیم‌گیری می‌کنیم. این وضعیت به نفع ما و

شرکت نیست.

از دید محققان آسیب شناسی، پادزهر این حالت، ارائه روش‌های عملی و خاص جهت کاهش انگیختگی فیزیولوژیک است تا امکان خروج از دام «مقابله یا گریز» فراهم شود. اگر دچار استرس روانی هستید- همان‌طور که بسیاری از ما اغلب اوقات چنین هستیم- اول باید یاد بگیرید که چگونه مرتبا به بدنتان آرامش بدهید. فقط در این صورت است که می‌توانید از شدت هیجان خود بکاهید، احساساتتان را تحت کنترل در آورید، ذهنتان را آزاد کنید و تصمیمات بهتری بگیرید. در علم آسیب شناسی، به این کار، خود تسکینی می‌گویند. یعنی باید در قدم اول نیازهای اساسی‌تان را مد نظر قرار دهید.

اصلی ترین نیاز فیزیکی، حتی فراتر از غذا، همان حرکت و استراحت است. خواب، اساس انرژی فیزیکی است . تقریبا همه ما به روزی حداقل 8-7 ساعت خواب در شبانه روز نیاز داریم تا احساس کنیم که استراحتمان تکمیل شده و حتی میزان بسیار کمی ‌محرومیت از خواب، می‌تواند قوه درک و تشخیص ما را دچار اختلال نماید. همچنین اگر بتوانیم هر 90 دقیقه طی روز، فرصت استراحت کوتاهی به خود بدهیم، بهترین عملکرد را از خود نشان خواهیم داد.

حرکت، دومین روش جهت تغییر وضعیت و ساختن ظرفیت فیزیکی است. بهترین راه تحرک این است که به طور منظم از وضعیت بی‌تحرکی خود رها شویم و حداقل چهار بار در هفته و هر بار حداقل 20 دقیقه ضربان قلب را به مرحله هوازی و غیرهوازی برسانیم. اگر نمی‌توانید این کار را انجام دهید، حداقل چند بار در طول روز از جای خود بلند شوید و به خود حرکت دهید؛ در نهایت، هدف این است که بتوانیم میزان تحرک خود را طی روزافزایش دهیم.

در سطح عاطفی نیز، نیاز اصلی ما احساس امنیت و با ارزش تلقی شدن است. بهترین راه برای تحقق این نیازها، ارزش نهادن به انسان‌ها، شکرگزاری و توجه به دیگران (که برای ما با اعتماد و قدردانی به همراه دارد) و همچنین توجه به خودمان می‌باشد. یک انسان بدون دیگران کامل نیست. ما باید همیشه خودمان را با احساسات مثبت پر کنیم آنقدر که برای تجدید قوای فیزیکی‌مان

کافی باشد.

هر چه بیشتر به مرتفع نمودن نیازهای اساسی خود توجه کنیم، کمتر احتمال دارد که احساس درهم‌شکستگی و خستگی نماییم و ظرفیت بالاتری برای تبدیل شدن به یک انسان بسیار کارآمد و مقاوم خواهیم داشت.

منبع: HBR

منبع : دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 1:56 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

اصلاح الگوی مصرف پیش نیاز توسعه پایدار

 

زندگی امروزی که متأثر از ارزش‌های مادی‌گرایانه بوده سبب حاکم شدن عقلانیت ابزاری و فرهنگ مصرف‌گرایی در بطن جوامع مختلف شده است. چرخه تولید،‌ توزیع، ‌مصرف و مدیریت این مجموعه مبتنی بر نگرش‌های مدرنیته و مادی‌گرایانه است که زندگی انسان را در ده‌ها گرداب و بحران فرو برده و صدمه‌ها و لطمه‌های هولناکی را متوجه ابعاد اجتماعی، فرهنگی، معنوی و زیست محیطی جامعه کرده است. دانش مدیریت موجود و بینش اداره امور به شیوه کنونی در بهترین حالت تنها می‌تواند بقای آدمی را تضمین کند و به فهم چرایی آدمی و رسالت غایی آن کاری ندارد و قابلیت ارتقای ابعاد معنوی را نخواهد داشت و در این زمینه سکوت می‌کند. در چنین جهانی همه چیز آدمی در رقابتی فرساینده و مخرب و بی‌فایده قرار می‌گیرد. بازاریابی، بازارسازی و بمباران گسترده تبلیغاتی، جو و فضای امروزین ما را به گونه‌ای رقم زده


که بیشتر وقت خود را به خرید و مصرف کالاها و خدماتی صرف کنیم که گاهی بی‌فایده است و حتی در صورت فایده‌مندی در آن افراط وجود دارد. جهان کنونی به بازارچه‌های مالامال از کالاها و خدمات مصرفی تبدیل شده که این مصرف‌گرایی شدید سبب بروز چالش‌ها و تهدیدهای اجتماعی و زیست‌محیطی جبران‌ناپذیری شده است.

مصرف بی‌رویه و اتلاف منابع به خاطر بهبود کیفیت زندگی و رفاه جامعه حاضر سبب تهدید منابع و منافع آیندگان خواهد شد. «چشم‌ها را باید شست و جور دیگری باید دید.» امروزه در تعدادی از شرکت‌ها توجه به ابعاد اخلاقی، اجتماعی و زیست‌محیطی بیشتر شده و مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی این مقوله‌ها در کنار مسئولیت‌پذیری اقتصادی آنها مورد تاکید است. همین موارد سبب پدید‌آوردن اصطلاحات تازه‌ای در ادبیات سازمان و مدیریت شده که مدیریت سبز، دولت سبز، خلاقیت و نوآوری سبز، مسئولیت‌پذیری زیست‌محیطی و اجتماعی و... از این قبیل هستند که به عنوان رویکردی جدید، موفقیت و بهره‌وری پایدار را در گرو سازگاری با محیط زیست و جلوگیری از هدررفت منابع طبیعی می‌داند. آن نگرش اقتصادی که درصدد تهیه ارزان‌ترین، سریع‌ترین و بهترین محصول برای جلب رضایت مشتری بود سبب اتلاف منابع طبیعی و اشاعه آلودگی و نابرابری و دیگر پیامدها و تبعات منفی در سطح جامعه و محیط زیست شده است. ما نیازمند یک تغییر پارادایم و چارچوب نظری هستیم و باید مفهوم مشتری‌گرایی را به شهروندگرایی تغییر دهیم و در برنامه‌ریزی‌ها و ساماندهی‌ها، رفاه و بهبود کیفیت زندگی همه شهروندان و افراد جامعه کنونی و آتی را رعایت و لحاظ کنیم.

رسالت و هدف نهایی ما نه بقا بلکه ارتقا و رسیدن به شکوفایی و قرب الهی است. این هدف والا خاطرنشان می‌کند که روحیه تعالی خواهی و کمال‌گرایی باید سبب تجدیدنظر و بازنگری در چرخه تولید و مصرف شده و آن را هدفمند و عقلایی، اخلاقی و انسانی کند. مصرف درست و استفاده بهینه از منابع یکی از ارکان مهم مدل‌های رفتاری در سطح کل جامعه است. معمولا فرهنگ‌سازی برای استفاده صحیح و بهینه منابع و جلوگیری از اتلاف و ضایعات آنها زمان‌بر بوده و بهره‌ور کردن یک جامعه در یک فرآیند و جریان تدریجی ممکن است با آسیب‌شناسی بخش‌های مختلف آغاز و با تجویز و پیاده‌سازی بهبود رویه‌ها در سطح کل جامعه خاتمه یابد. برای ایجاد بهره‌وری لازم است تا ابتدا بارآوری داشته باشیم. بارآوری به معنای به ثمر رساندن برنامه‌ها و طرح‌ها با هزینه‌های تعیین شده و درزمان مقرر است؛ اما بهره‌وری به ثمر رساندن برنامه‌ها و طرح‌ها با هزینه‌ای کمتر از هزینه تعیین شده و حتی زودتر از زمان مقرر است. اصلاح الگوی مصرف که با درایت و ذکاوت خاص از سوی مقام معظم رهبری عنوان و سال 88 با این نام مزین شد رکنی بسیار کلیدی در ایجاد بهره‌وری و رسیدن به توسعه به‌ویژه توسعه پایدار است. استفاده درست از منابع و کارایی داشتن در این زمینه ارتباط مستقیمی با امنیت ملی، سلامت اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی دارد که درنهایت به پایداری جامعه کمک می‌کند. جامعه پایدار بستر پیدایش توسعه پایدار است. متأسفانه هنوز برخی از مدیران ما بهره‌وری را امری لوکس دانسته و آن را جزو ضرورت‌های فعلی سازمان‌ها نمی‌دانند، در صورتی که اصلاح الگوی مصرف در بطن فرهنگ بهره‌وری نهفته است البته مشکل از ناآگاهی یا عدم شایستگی مدیران نیست بلکه مشکل از تناقض و ناهمخوانی اهداف نوین و انتظارات جدید اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مثل بهره‌وری، کیفیت، مشتری‌مداری، تکریم ارباب‌رجوع، نوآوری، کارآفرینی و... با دانش و نگرش قدیمی و سنتی مدیران مذکور است. اصلاح الگوی مصرف در گرو اصلاح الگوی مصرف دولتمردان ماست به طوری که این کار زمینه متوازن و متعادل‌کردن منابع و مافع را فراهم می‌آورد و توسعه را که رشدی موزون و حرکتی هدفمند است دست یافتنی‌تر می‌سازد. باتوجه به منابع محدود و انتظارات و تقاضاهای نامحدود در سطح جامعه بی‌شک پیام رهبری را می‌توان یکی از مسائل مهم مدیریت امروز قلمداد کرد. قناعت و صرفه‌جویی جزو ارزش‌های اسلامی است که در این پیام می‌توان آن‌را دنبال کرد. فضای فکری جهان در صدد رسیدن به مقصدی به‌نام توسعه پایدار است. مقوله‌ای که دوستدار و حافظ طبیعت نیز هست و طبیعت را نه ابزاری برای توسعه بلکه توسعه را ابزاری جهت نگهداشت و صیانت از انسان و محیط زیست می‌داند. هدف توسعه پایدار بهبود کیفیت زندگی مستمر برای نسل‌های حاضر و آینده با حفظ ظرفیت‌ها و منابع و استفاده بهینه از آنهاست. تحقق توسعه پایدار در گرو مسئولیت‌پذیری اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی است. غارت طبیعت برای نیل به رفاه و توسعه خود به تدریج به آفت توسعه تبدیل می‌شود. برنامه‌ریزی نامناسب و شتاب‌زدگی در تدوین برنامه‌ها و اجرای آنها در زندگی شخصی و شغلی افراد، سبب هدررفتن و تخریب فزاینده آن و درنهایت تصور آینده دهشتناک برای جامعه است که رهبر فرزانه این تهدید بزرگ اقتصادی – زیست محیطی را گوشزد فرمودند. اصلاح الگوی مصرف در گرو اطلاع‌رسانی، آگاه‌سازی، فقرزدایی، مشارکت، تعهد و اراده در این زمینه است. فرآیند اصلاح الگوی مصرف و بهینه‌سازی آن جریانی است از بهینه‌خواهی، بهینه‌گزینی، بهینه‌سازی و بهینه‌پروری. بهینه خواهی همان فرهنگ خواهان استفاده درست از منابع است که باید در بطن جامعه نهادینه شود. این مرحله گام مهم و کلیدی در این فرآیند است. میل به اصلاح و مصرف درست همان فعل خواستن در این زمینه است که این امر گامی مهم و کلیدی در این فرآیند است و نیازمند اطلاع‌رسانی، آگاه‌سازی و افزایش دانش و نگرش آحاد جامعه است پس باید دولتمردان طلایه‌دار اصلاحات الگوی مصرف باشند. تجدیدناپذیری پاره‌ای از منابع و تضعیف قدرت زایندگی خاک و منابع محدود ضرورت انتخاب صحیح و گزینش مناسب منابع را برای مصرف یادآور می‌شود که آن را بهینه‌گزینی گویند. انتخاب یک کالا و خدمت مناسب از تکرار بیهوده و اتلاف فزاینده آن جلوگیری می‌کند که در نهایت کمک به ارتقای قابلیت‌ها و توانمندی‌ها هدفمندشدن و عقلایی عمل کردن است. امید است که با رویکردهای آینده‌نگرانه و آینده‌سازانه در لوای توجه به بهبود زندگی خود، زندگی آیندگان را نیز در نظر گرفته و آن را دچار تهدید نکنیم.

منبع: پروتال شادا




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 1:55 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

اقتصاد و پیشرفت اجتماعی

کارآفرینی اجتماعی

اقبال قدیر

مترجم: سیمین راد

در ابتدای دوران کاری خود در بخش خصوصی کار می‌کردم. به‌تدریج به اهمیت روز افزون تجارت پی بردم، چون تجارت یک نیروی قدرتمند برای مواجهه با چالش‌های اقتصادی و اجتماعی است.

تلاش کردم تا سیستم‌های نوین مخابراتی را به بنگلادش وارد کنم.

از یک سو، باید دغدغه‌های اشخاص خیرخواهی را درک می‌کردم که معتقد بودند نباید خدمات مورد نظر را به سادگی در اختیار فقرا قرار داد. از سوی دیگر، باید به سرمایه‌گذارهای بالقوه اطمینان می‌دادم که این کسب‌وکار می‌تواند در یکی از فقیرترین کشورهای جهان سودده باشد. آن‌ها به من می‌گفتند که قصد ندارند نقش «صلیب سرخ» را برای بنگلادشی‌ها بازی کنند.


اکنون با 23 میلیون مشترک تلفن، بیش از 40 درصد بازار مشترک و میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری در بنگلادش، سیستم مخابراتی مورد نظر به موفقیت چشمگیری دست یافته است و منافع مالی و اجتماعی عظیمی در راه هستند. نکات زیر را در مورد این موضوع بررسی می‌کنیم.

(1) منبع. سیستم مخابراتی مورد اشاره تنها یک مثال از بنگاه‌های سودده است. این سیستم موفق شد که نوآوری‌های مولد بسیاری به بار آورد و مردم عادی را به فعالیت در بنگاه‌های اقتصادی و اجتماعی سوق دهد. امروزه می‌‌دانیم که این بنگاه‌ها خیری عمومی دارند و مردم را به کسب‌وکار وارد می‌کنند.

البته خطر سوداگری‌های کلان بر کسی پوشیده نیست؛ اما تاریخ به ما یاد می‌دهد که نیروهای تجاری منابع پیشرفت اجتماعی و اقتصادی هستند. در واقع، این تجارت بود که منابع اقتصادی و سلسله ‌مراتب اجتماعی در اروپا را از آغاز رشد و توسعه داد. مشاهده پیشرفت‌های گسترده اجتماعی به پیشرفت‌های تجاری نیز بستگی دارند. باید به خاطر داشت که مردم بهترین منبع برای نیروهای تجاری و پیشرفت اجتماعی هستند.

(2) پاسخگوبودن دولت. بنا بر چند نمونه تاریخی، قدرت اقتصادی شهروندان سبب می‌شود که دولت نسبت به مسائل مالی مردم پاسخگو باشد. تجارت و قدرت اقتصادی شهروندان در اروپای قرون وسطی به آن‌ها اجازه می‌داد تا نظارت بهتری را از حکومت طلب کنند. پارلمان انگلستان نیز خانواده سلطنتی این کشور را ملزم به پرداخت مالیات می‌کند. بنابراین، امروزه برخی ابزارها و نوآوری‌های مولد می‌توانند به انسان‌های عادی در کشورهای کم‌درآمد اجازه دهند تا موقعیت اقتصادی مناسبی کسب کنند. بدین ترتیب، این افراد می‌توانند سبب شوند که حکومت‌شان به‌طرز روز افزونی به مسائل اقتصادی و اجتماعی آنها پاسخگو باشد.

(3) نظارت بر خود. نزدیک به 300 سال پیش، ولتر گفت که تجارت می‌تواند انگیزه‌ها و وسایلی را برای مردم عادی فراهم آورد. این مردم به این وسیله می‌توانند با همدیگر همکاری کنند و زمینه‌های گوناگون و متفاوت‌شان را به اشتراک بگذارند. بیش از 200 سال پیش آدام اسمیت گفت که تجارت رقابتی مردم را محتاط‌تر، با ملاحظه‌تر و پاسخگوترمی‌کند.

او نتیجه گرفت که تجار و بازرگان‌ها باید بیش از پیش نسبت به نیازهای مشتریان‌شان توجه کنند. وقتی مردم در تجارت تخصص می‌یابند و دست به مبادله می‌زنند، به‌تدریج می‌توانند نسبت به همدیگر مسوول و پاسخگو باشند. وقتی ژان ژاک روسو، متفکر دوره روشنگری، به حال ماده‌باوری ناشی از تجارت تأسف خورد و به جای هدف بر وسیله تاکید کرد، متفکری همچون گئورگ زیمل گفت که تمرکز بر وسیله می‌تواند اثر اجتماعی و مثبتی داشته باشد.

زیمل گفت که حتی اگر مردم نتوانند درباره اهداف مهم‌تر با همدیگر به توافق برسند، دست‌کم می‌توانند درباره اهداف کوچک‌تری با یکدیگر همکاری کنند که به ثروت مربوط می‌شود. این اهداف کوچک‌تر می‌توانند مشوق همکاری و مشارکت جمعی باشند.

یعنی مردم می‌توانند برای خیر عمومی گرد هم بیایند. پس تجارت می‌تواند سبب نظارت بر خود و همکاری جمعی مردم شود. امروزه نیز نوآوری‌های مولد اجتماعی سبب همکاری‌های فزاینده مردمی در جهت خیر عمومی مهم‌تر و ارزشمندتری شده‌اند.

(4) پیشرفت اجتماعی. نمونه‌های تاریخی و مثال‌هایی از دوران معاصر نشان می‌دهند که پیشرفت اجتماعی و نظارت مناسب نتیجه تجارت و نوآوری کارآفرین‌های اجتماعی است. تجارت و نوآوری در مقابل سلسله‌مراتب‌ دشوار اجتماعی قرار می‌گیرند و آنها را خنثی می‌کنند. این سلسله ‌مراتب از پیشرفت‌های اجتماعی ممانعت به عمل می‌آورند.

امروزه، فرصت‌های تجاری مناسب و فراوانی در کشورهای کم‌درآمد وجود ندارد. بسیاری از حکومت‌ها در این کشورها به لحاظ اقتصادی به شهروندان خود پاسخگو نیستند. همچنین اگر قدرت اقتصادی در اختیار عده‌ای معدود قرار گیرد، تجارت رقابتی رشد و توسعه نخواهند یافت. برای مثال، بسیاری از کشورها به ثروت‌های معدنی وابسته هستند و از کشورهای خارجی وام‌های کلان و بلندمدت قرض می‌گیرند.

قدرت‌گرفتن عده‌ای خاص در این کشورها و ممانعت از نیروهای بالقوه و متنوع تجاری سبب می‌شود که سلسله‌ مراتب‌ مذکور از نو برقرار شوند. به این ترتیب پیشرفت اجتماعی متوقف می‌شود و منافع تجارت رقابتی در اختیار خیر عمومی قرار نمی‌گیرد.

(5) راه‌حل. اشخاص بسیاری دست به سوداگری اجتماعی و اقتصادی می‌زنند تا سود زیادی به دست بیاورند. اما این سوداگری نیز مشکلات خاص خود را دارد. تاریخ به ما نشان داده است که پیشرفت اجتماعی و اقتصادی به قدرت‌گرفتن اقتصادی مردم عادی در فعالیت‌های تجاری بستگی دارد.

کارآفرین‌های اجتماعی باید ابزارهای مولد را در اختیار مردم عادی قرار دهند تا فرصت‌های تجاری نو به وجود آید. به این ترتیب، مردم می‌توانند با مشارکت همگانی به یک نیروی اجتماعی قاطع بدل شوند. رشد و ترویج کارآفرینی سودده کلید اصلی پیشرفت اجتماعی در اقتصاد بازار است.

منبع :دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 1:54 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

استراتژی‌های نوآورانه دراقتصاد جدید

در دنیای نوآوری در کسب‌وکار، همیشه بهترین گزینه این نیست که اول ما شروع کنیم.

شرکت عظیم ارتباطات موبایل موتورولا، در بین سال‌های 1980 تا 1990 مبلغ گزاف 7 میلیارد دلار را برای دستیابی به هدف بلندپروازانه شبکه تلفن ماهواره‌ای هزینه کرد و در زمانی به آن دست یافت که این تکنولوژی دیگر منسوخ شده بود.


اسکات اشنایدر، مقام ارشد مرکز نوآوری فناوری مک درمدرسه وارتون که در زمینه نوآوری‌های تکنولوژیکی فعالیت دارد، در این باره می‌گوید: ایده واهی پروژه ماهواره‌ای ایریدیوم در سال 1985 وقتی به ذهن یکی از مهندسین موتورولا رسید که همسر او در سفری به باهاما نتوانسته بود از تلفن همراهش استفاده کند.

پس از آنکه مهندس بری برتیگر روسای خود را برای اجرای پروژه ماهواره «مدار پایین» که پوشش مجازی کل جهان را به مشترکان ارائه می‌داد، متقاعد کرد، بیش از ده سال طول کشید تا این ایده بلندپروازانه در دنیای واقع به حقیقت بپیوندد. در طول این زمان بر تعداد مشترکان تلفن‌های همراه و دکل‌های زمینی افزوده شد، در حالی که از قیمت تلفن‌های دیجیتالی کاسته شد. در سال 1998 که این پروژه به اجرا رسید درخواست کمی ‌برای خرید تلفن همراه به آن بزرگی با پوشش شبکه سراسری و با قیمت 1000 دلار، وجود داشت. بنابراین شبکه ماهواره‌ای 7 میلیاردی به قیمت 35 میلیون فروخته شد و این به گفته اشنایدر یک افت شدید قیمتی بود.

اشنایدر در کنفرانس اخیر خود که توسط مرکز مک (mack center) با عنوان ایجاد و مدیریت پرتفولیوهای نوآوری تشکیل شده بود، به این نکته اشاره کرد: از این تجربه می‌توان آموخت که مجموعه تصمیماتی که بر پایه مفروضات بلندمدت اتخاذ می‌شوند، بسیار شکننده وضعیف هستند.

تصمیم‌گیری برای اینکه چه زمانی روی یک تکنولوژی جدید وآزمایش نشده قمار کنیم (مانند کاری که موتورولا در سال‌های اولیه دهه 1970 در مورد اولین تلفن‌های همراه با موفقیت انجام داد، پیش از آنکه طرح ناموفق ماهواره ایریدیوم را اجرا کند) و چه زمانی صرفاً به تحقیقات محافظه کارانه و استراتژی توسعه که موجب ارتقای بازار می‌شود بپردازیم، رمز نوآوری‌های موفقیت‌آمیز است.

شرکت‌هایی که در این زمینه موفق هستند، الزاما آنهایی نیستند که برای اولین بار محصولی را به بازار عرضه می‌کنند. به طور مثال، شرکت Apple در داشتن نوآوری‌های مدرن و به روز مشهور است، این اعتبار ناشی از فروش بسیار خوب محصولاتی مانند پخش موسیقی iPod و به تازگی رایانه صفحه مسطح iPad است.

پروفسور کارل اولریش استاد کارآفرینی وارتون به این نکته اشاره دارد که همه فکر می‌کنیم که پخش موسیقی iPod اولین دستگاه پخش موسیقی دیجیتالی است، در حالی که پنجاهمین است. همچنین شرکت Apple قبل از اینکه گوشی موبایل بسیار محبوب خود iPhone را که به دلیل داشتن قابلیت نصب برنامه‌های کاربردی بسیار معروف است، معرفی کند، سال‌ها وقت خود را صرف مطالعه روی ویژگی‌های مثبت و منفی مدل‌های رقیب کرده است. در واقع اولریش عقیده دارد معرفی تکنولوژی جدید یک برند اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.

مثال دیگر، اشتباهات تجار بزرگ مالی در وال‌استریت است که منجر به بررسی‌های بیشتر در سرمایه‌گذاری‌های سنتی شد.

در حال حاضر شرکت‌ها نه فقط هزینه تحقیقات را بررسی می‌کنند، بلکه ارزیابی می‌کنند چگونه تعادل بهتری میان طرح‌های بلند مدت با ریسک بالا و تلاش‌های ترقی‌خواهانه برقرار کنند.

به علاوه، شرکت‌ها سعی دارند روی ابتکارات پیشگامانه‌ای تمرکز کنند که در حوزه قدرت آنها در بازار هستند و همچنین تلاش دارند استراتژی‌هایی را تغییر دهند که آنگونه که باید جوابگو نیستند.

 

پیدا کردن ترکیبی صحیح

پل.جی.اچ شومیکر مدیر تحقیقات مرکز مک عقیده دارد شوک‌های ناشی از بحران‌های مالی باعث شده‌اند که شرکت‌ها به مفهوم پرتفولیوی نوآوری نگاه دقیق‌تری داشته باشند. بسیاری از شرکت‌ها احساس آرامش کاذبی در استراتژی‌های اولیه خود دارند، چرا که هنوز دچار بحران نشده‌اند. گذشته از این، کاهش سود سهام از شروع سال 2008 در خیلی از بازارها باعث شده که دلارهای کمتری به تحقیقات فناوری پیشرفته اختصاص داده شود که موجب بحرانی شدن تصمیم‌گیری‌های استراتژیک شده است.

به گفته شومیکر، تحقیقات پیشین نشان داده است، که بیشتر مردم نسبت به فرصت‌های سرمایه‌گذاری که برگشت پول آنها ضمانت شده نیست، محافظه کارانه برخورد می‌کنند. یکی از این تحقیقات نشان داده است که اکثریت مردم، سود ثابت 240 دلار را به یک سرمایه‌گذاری با 25 درصد شانس سود 1000 دلاری اما با 75 درصد احتمال عدم برگشت سود ترجیح می‌دهند. اما افرادی با ریسک‌پذیری بالا نیز وجود دارند که حاضرند که در برابر احتمال 75 درصد سود، احتمال از دست دادن 1000 دلار را به جان بخرند. ولی شومیکر عقیده دارد که از نظر محاسباتی افرادی که از این دو سناریو آن را که ریسک بیشتری دارد، انتخاب می‌کنند نسبتا موقعیت بهتری کسب خواهند کرد.

شومیکر این پرسش را مطرح کرد که چرا بیشتر مردم سناریویی را انتخاب می‌کنند که سودش کمتر ولی مطمئن است؟» او در پاسخ گفت: «فکر می‌کنم دلیل این موضوع این باشد که ما در چارچوب پرتفولیو فکر نمی‌کنیم، ما به هر تصمیمی ‌به صورت مجزا از تصمیم‌های دیگر نگاه می‌کنیم. ما به این نگاه می‌کنیم که هر تصمیم مسائل خاص خود را دارد و نگاه مدیریت ریسکی اتخاذ نمی‌کنیم.»

علاوه بر این شومیکر و دیگر سخنرانان برای فهم بهتر ریسک‌ها و سودهای احتمالی تصمیمات اتخاذ شده، تاکید کردند که مدیریت نوآوری در شرکت‌ها همچنین به معنی پیشرفت ساده و خلاقانه پروژه است و با تلاش مضاعف باید از اقدامات تکراری پیشگیری کرد و فهمید که چه ایده‌هایی به نفع پیشرفت شرکت است و چه ایده‌هایی نیست.

اولریش پروژه‌های نوآوری را در سه دسته تقسیم‌بندی می‌کند: دوره کوتاه مدت – افق 1: ابتکاراتی که به عنوان کاربردی جدید برای محصول موجود مطرح می‌شوند. دوره متوسط – افق 2: تلاش‌هایی که ممکن است کاربردی خلاقانه را برای تکنولوژی موجود فراهم آورد. دوره بلند مدت - افق 3: اختراع یک محصول یا فرآیند کاملا جدید که قبلا وجود نداشته است.

به نظر اولریش به استثنای ابداع تلفن‌های همراه اولیه شرکت موتورولا، شرکت‌هایی که ایده‌ها و برندهای جدید را به بازار آوردند، در این بخش پیشرو تلقی نمی‌شوند، به همین دلیل به اعتقاد ما شرکت‌ها باید در رابطه با سرمایه‌گذاری کلان در افق سوم محتاط باشند.

در عوض، اولریش پیشنهاد می‌کند، شرکت‌های موفق امروزه می‌توانند ابتکارات جدید را از رقیبان خود کپی کنند، یا شرکت‌های کوچک نوآور خریداری کنند تا ریسک را کمتر کنند. او اشاره می‌کند که با وجود شهرت اپل به عنوان یک پیشرو در نوآوری، در حقیقت این شرکت بودجه کمتری نسبت به متوسط این صنعت برای تحقیق وتوسعه خرج می‌کند.

 

برنامه‌ریزی برای بهترین و آمادگی در برابر بدترین

اولریش اضافه کرد استراتژی‌های ایجاد یک پرتفولیوی نوآوری به طور چشمگیری در گروه‌های مختلف صنعتی با هم تفاوت دارند. این ایده که توسط سخنگوی دیگرکنفرانس، دانیل زوییدلر مورد پشتیبانی قرار گرفت. او پیش از اینکه در شرکت داروسازی «مرک» معاون ارشد مدیریت استراتژی علمی ‌شود، بیش از دو دهه برای شرکت رویال دات شل استراتژی‌های نوآوری طرح می‌کرد.

زویدلر و روسایش با روی آوردن از محدوده نفت و گاز به یک شرکت پیشتاز در عرصه داروسازی، در ابتدا روی شباهت‌های بین دو صنعت تمرکز کردند. پس از آن زویدلر آغاز به بررسی تفاوت‌های اساسی در استراتژی‌های مورد نیاز برای موفقیت در هر صنعت کرد. درشرکت «شل» یک تصمیم موفقیت‌آمیز در اکتشاف یک میدان نفتی ویژه طبیعتا شرکت را به یک دوره پایدار و طولانی نقدینگی مثبت رهنمون می‌کند. البته با این فرض که هیچ آشوب سیاسی بزرگی وجود نداشته باشد. اما درشرکت مرک عرضه یک داروی جدید در بازار، آنها را در مدت زمان کوتاهی با سرعت تبدیل به رهبر بازار می‌کند ولی این وضع به دلیل رقابت شدید در بازار دیری

نمی‌پاید.

او همچنین اشاره می‌کند: انحصار فروش یک داروی خاص در سال‌های دهه 70 در حدود ده سال بود، به این معنی که ده سال به طول می‌انجامید تا رقیب دومی ‌از راه برسد. او خاطرنشان کرد: درحال حاضر محصول رقیب پس از گذشت دو سال و نیم وارد بازار می‌شود. بنابراین برای اینکه از شرکت‌های رقیب پیشی بگیرید مجبورید هرآنچه را که از دیدگاه علمی‌ نیاز دارید به دست آورید.

زویدلر همچنین تاکید کرد که برای کمپانی‌ها بسیار مهم است که هنگام پرتفولیوی نوآوری، جهانی بیندیشند. هرچند این می‌تواند در

کسب و کارهای متفاوت معنای متفاوتی داشته باشد. برای مثال، در صنعت نفت و گاز درک وضعیت سیاسی در هر کشوری حیاتی است.

در کسب‌وکارهای دارویی یک رویکرد جهانی به معنی فکر کردن به محصولاتی برای بازارهای جدید مانند چین است، کشوری که انتظار می‌رود عادات غذایی و چاقی روزافزون باعث بروز بیماری‌هایی چون دیابت شود و در سال‌های آینده توجه سرانه جمعیت به سلامت به شدت افزایش پیدا کند.

از طرف دیگر نیروی دریایی آمریکا از اسنایدر در مرکز مک، درخواست کرد تا راهبردی برای برنامه‌های انرژی که باید در سال‌های آینده سرمایه‌گذاری کنند، ارائه دهد. اسنایدر به شدت روی روندهای جهانی سیاسی و اجتماعی تمرکز کرد. اسنایدر به این نکته پی برد که ارتش آمریکا و مخصوصا نیروی دریایی که ناوگان بزرگی از بیش از 285 کشتی فعال و بیش از 3700 وسیله نقلیه هوایی دارد، مصرف‌کننده بزرگ سوخت نفت و انواع دیگر انرژی است که اغلب نادیده گرفته می‌شود.

اسنایدر دریافت که موضوع اصلی برای نیروی دریایی در توسعه پرتفولیوی مناسب نوآوری آن است که تصمیم‌گیرندگان باید برای وضعیت دنیا برای یک دهه بعد برنامه‌ریزی کنند. او طراحی چنین سناریویی را طراحی حلقه گمشده می‌خواند که یک شرکت بزرگ را قادر می‌سازد تا موازنه‌ صحیحی در حوزه‌ سرمایه‌گذاری‌های تکنولوژی ایجاد کند.

برای نمونه اسنایدر و همکارانش چهار سناریو را برای نیروی دریایی آماده کردند. یکی از آنها که به عنوان «آینده سبز» شناخته شد در آن دولت و مصرف‌کنندگان بیشترین استفاده از انرژی جایگزین را مورد تشویق قرار می‌دادند اما دیگران بن‌بست‌های سیاسی و منابع رو به زوال سوخت‌های فسیلی با قیمت‌هایی سرسام‌آور را مورد اشاره قرار دادند و نیز افزایش رقابت‌ها و درگیری‌های بین ملت‌ها که می‌توانند تقاضای انرژی را بالا ببرند. هر بار نتایج تصمیمات ممکنی که از هر سناریو ناشی می‌شد مورد بررسی قرار می‌گرفت و در نهایت تیم اسنایدر 46 گزینه متفاوت برای پرتفولیوی نوآوری به نیروی دریایی تحویل داد.

اسنایدر افزود هر روندی را که نیروی دریایی انتخاب کند درتوجه به دنیای همیشه در تغییر حیاتی است. اسنایدر دوباره به افتضاح پروژه موتورولا برمی‌گردد و می‌گوید: «آنها فکر می‌کردند که در منطقه وسیعی از جهان می‌توان سرویس انحصاری ایریدیوم داشت و مردم برای هر تلفن همراه از 800 تا 1000 دلار می‌پردازند.

اگر آنها فراوانی موبایل‌های قراردادی را بررسی کرده بودند، به خود می‌گفتند ما باید این سرمایه‌گذاری را رها کنیم، یا شکل آن را تغییر دهیم یا برای ریسک کمتر یک شریک بیاوریم.»

منبع: وارتون

منبع :دنیای اقتصاد




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 1:53 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 59 ::         20   21   22   23   24   25   26   27   28   29   >  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 435127 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب